فرجام تبعید

پایان فراق و جلای وطن بعد از ۱۴ سال دوری. میلیون‌ها چشم به آسمان و میلیون‌ها چشم به صفحه تلویزیونهای ۱۴ و ۲۱ اینچی و سیاه و سفید تا بلکه خبری از ورود گمگشته خود بشنوند. ساعاتی بعد تصویر بویینگ ۷۴۷ ایرفرانس بر صفحه تلویزیون ها نقش بست و دقایقی بعد چشمان میلیونها ایرانی با […]

پایان فراق و جلای وطن بعد از ۱۴ سال دوری. میلیون‌ها چشم به آسمان و میلیون‌ها چشم به صفحه تلویزیونهای ۱۴ و ۲۱ اینچی و سیاه و سفید تا بلکه خبری از ورود گمگشته خود بشنوند. ساعاتی بعد تصویر بویینگ ۷۴۷ ایرفرانس بر صفحه تلویزیون ها نقش بست و دقایقی بعد چشمان میلیونها ایرانی با معرفت به جمال یارِ مستضعفان عالم روشن شد.

به گزارش سردبیر پرس، امروز ۱۲ بهمن ماه چهل و سومین سالروز ورود سیدروح‌الله موسوی خمینی به خاک وطن بعد از ۱۴ سال تبعید به سه کشور ترکیه، عراق و فرانسه است.
خبر بازگشت
آغاز ماجرای بازگشت امام خمینی به وطن در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۵۷ کلید خورد. ایشان در این روز از نوفل لوشاتو پیامی چهار بندی صادر کردند و از سفر قریب الوقوعشان به وطن بعد از ۱۴ سال تبعید خبر دادند.
رهبر فقید انقلاب اسلامی در این پیام بیان کردند: «اینجانب ان‌شاءالله تعالی بزودی به شما می پیوندم تا در خدمت شما باشم و با همت شجاعانۀ شما به رفع مشکلات کوشا بوده و با هم صدا و هم قدم شدن همۀ اقشار ملت بر فسادها غلبه کنیم. دوستان عزیزم! خود را برای خدمت به اسلام و ملت محروم مهیا کنید. کمر به خدمت بندگان خدا که خدمت به خداست ببندید. من با توفیق خداوند تعالی پس از چند روزی در خدمت شما خواهم بود و در پشت سر شما به سربازی خود ادامه خواهم داد.»
شاپور بختیار و مشاورانش که این خبر امام را خط پایانی بر حکومت پنجاه و چند روزه‌شان ارزیابی کردند ابتدا درخواست ملاقات حضوری با ایشان را از طریق حسن نزیه، رییس کانون وکلای ایران در پاریس به دفتر امام در نوفل لوشاتو دادند اما با واکنش سرد امام روبرو شدند.
دکتر ابراهیم یزدی در واکنش به تماس تلفنی نزیه و مطرح کردن درخواست ملاقات بختیار گفت: «دیگر دیر شده، آیت‌الله تصمیمش را گرفته و هیچ چیز ایشان را از بازگشت به ایران منصرف نخواهد کرد.»
بعد از آن ابتدا بختیار از طریق دفتر نخست‌وزیری شایعه دیدارش با امام را سر زبانها انداخت و سپس در تاریخ پنجم بهمن ماه دستور بستن فرودگاههای کشور و فرودگاه مهرآباد را در کسوت فرمانده کل قوای شاهنشاهی صادر کرد و نیروی زمینی ارتش نیز تانکها و نفرهای خود در پادگانها و خیابانهای شهر را به داخل باند و محوطه اطراف فرودگاه مهرآباد منتقل کرد تا به امام بفهماند اوست که دست برتر را دارد.
به فاصله چند ساعت، خبر بسته شدن فرودگاه های کشور از طریق رسانه‌ها به امام رسید و ایشان با مخاطب قرار دادن مردم کشورمان در پیامی از نوفل لوشاتو بیان کردند: «من از ملت ایران خصوصاً اهالی شهرستانها و روستاهای کشور که متحمل زحمت شده و از نقاط دور و نزدیک به تهران آمده اند، تشکر می‌کنم. امیدوارم تا با میزبانان خود، اهالی محترم و آگاه تهران همگامی‌کرده و در راهپیمایی آنان شرکت کنند؛ و مظالم دولت حیله‌گر و غیرقانونی را افشا نمایند. از اینکه ایادی اجانب، فرودگاههای سراسر ایران را به روی من بسته‌اند، به ناچار تصمیم گرفتم که روز یکشنبه ۸ بهمن به کشور برگشته و چون سربازی در کنار شما به مبارزه علیه استعمار و استبداد تا پیروزی نهایی ادامه دهم.
مردم دلیر ایران آگاهند که این حرکات مذبوحانه و غیرانسانی از دولت غاصب و متظاهر به قانون اساسی، نمی‌تواند راه ملت را منحرف نماید. دولتی که برخلاف تمام موازین اسلامی و انسانی کراراً مطالبی به دروغ به اینجانب نسبت داده است که شدیداً تکذیب می‌کنم. من هرگز با دولتهای غیرقانونی مذاکره نکرده و نمی‌کنم.
اینان عمال اجانبند که در زیر پوشش قانون اساسی خیانت خود را پنهان می‌کنند. اینان اگر به قانون اساسی و آرای عمومی ارج می‌گذاشتند، باید هر چه زودتر کنار می‌رفتند. ملت شریف و آگاه باید بداند که دولت فعلی با کمال بی‌شرمی تصمیم دارد شاه مخلوع و فراری را چون گذشته برگرداند و حکومت جابرانۀ این دودمان ننگین را بار دیگر بر ما تحمیل کرده و برای همیشه ما را در اختناق و زیر سلطۀ اجانب قرار دهد، ولی دیگر دیر شده است و ارادۀ آهنین ملت به خواست خدای تعالی این آخرین توطئه را نیز درهم خواهد شکست.»
اما با شدت گرفتن اعتراضات و راهپیمایی مردم در هشتم و نهم بهمن ماه و درگیر شدن ارتش با مردم معترض و به خاک و خون افتادن و زخمی شدن صدها نفر از مردم، شاپور بختیار در شامگاه نهم بهمن دستور بازگشایی فرودگاههای کشور را صادر کرد و هیات دولت صبح دهم بهمن در مصوبه‌ای رسما اعلام بازگشایی فرودگاههای سراسر کشور از جمله فرودگاه مهرآباد را اعلام کرد و ارتش نیز یگانهای نظامی خود را از باند و محوطه اطراف فرودگاه خارج کرد و زمینه برای پرواز ایرفرانس به تهران فراهم شد.
بعد از آن بود که کمیته استقبال از امام در پیامی کتبی خبر از ورود رهبر کبیر انقلاب اسلامی در ساعت ۹ صبح روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ داد.

تدارک پرواز
جمعی از یاران و پیروان رهبر در تبعید کشورمان چند روز قبل‌تر با پرداخت هزینه اجاره و بیمه هواپیمای بویینگ ۷۴۷ شرکت هواپیمایی ایرفرانس که از فرودگاه شارل دوگل فرانسه چارتر شد، پرواز امام را قطعی کردند. ابتدا قرار بود ایرلاین فرانسوی ساعت ۹ صبح روز ۱۲ بهمن روی باند فرودگاه مهرآباد به زمین بنشیند اما به دلیل تاخیر پرواز شماره ۴۷۲۱ در ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه روی باند مهرآباد نشست.
در پرواز امام حدود ۱۵۰ خبرنگار، فیلمبردار و عکاس داخلی و خارجی و بیش از ۳۰ نفر از یاران و همراهان امام از جمله خدیجه ثقفی همسر، سید احمد خمینی، همسر و فرزندان به همراه همسر مرحوم سیدمصطفی خمینی و فرزندانش سوار بر هواپیمایی شدند که حسن لاهوتی، محمدعلی صدوقی، سیدمحمود دعایی، محمد منتظری، سیدمحمد موسوی خوئینی، حسن حبیبی، ابوالحسن بنی‌صدر، محمدمهدی عراقی، سید صادق طباطبایی، صادق قطب‌زاده، ابراهیم یزدی، حبیب‌الله عسگری اولادی، شاهرخ حاتمی، رسول صدرعاملی، هادی غفاری، محمدمحسن سازگارا، تقی ابتکار، احمد غضنفرپور و اسماعیل فردوسی‌پور در آن حضور داشتند.
سرخلبان پرواز ۴۷۲۱ ژان موءی و کمک خلبانی باتاوش بود. باتاوش همان فردی است که امام امت هنگام پایین آمدن از پله‌های هواپیما دست ایشان را گرفت.
به دلیل تفاوت زمانی بین تهران و شارل دوگل، امام نماز شب را در طبقه دوم هواپیما خواندند و برای استراحت به طبقه پایین هواپیما آمدند. امام و همراهانشان بعد از اطمینان از گفته شدن اذان صبح، نماز صبح را به جماعت اقامه کردند. با نشستن بویینگ ۷۴۷ روی باند فرودگاه مهرآباد و توقف کامل هواپیما و پس از باز شدن درهای هواپیما، سیدمرتضی پسندیده برادر بزرگ‌تر بنیانگذاری جمهوری اسلامی ایرانی برای استقبال و مشایعت برادر به داخل هواپیما رفت و دقایقی بعد از هواپیما پیاده شد و به فاصله کمی رهبر فقید انقلاب اسلامی از هواپیما خارج شدند.

ماجرای بلیط
چارتر ارلاین فرانسوی برای بازگشت امام (ره) به وطن خود، حکایت شنیدنی دارد. ابتدا قرار بر پرواز هواپیمایی هما به فرانسه برای بازگرداندن امام به وطن بود اما این طرح با مخالفت شاپور بختیار و بستن فرودگاه مهرآباد متوقف شد.
همراهان‌ امام نگران از این موضوع تلاش تازه‌ای‌ را برای اجاره‌ یک ارلاین‌ بین‌المللی آغاز کردند ولی هیچ ارلاینی حاضر نشد ریسک‌ پرواز به ایران را قبول کند اما با رایزنی‌های انجام شده توسط برخی نیروهای ملی – مذهبی نزدیک به امام با شرکت‌ دولتی ایرفرانس‌ و پرداخت نقدی هزینه اجاره هواپیما، این ارلاین با سفر بازگشت امام به ایران موافقت کرد.
از دیگر سو مسؤولان‌ کمیته‌ استقبال‌ از امام رایزنی‌هایی را با مدیران سازمان‌ هواپیمایی‌ کشوری‌ برای تامین کامل امنیت پرواز فرانسوی آغاز کردند. مسوولان کمیته با رایزنی با برخی مقامات دولت شاپور بختیار موافقتهای لازم برای نشستن ایمن ایرفرانس‌ در فرودگاه مهرآباد را هم دریافت کردند.
داستان هلیکوپتر
بعد از حل پرواز امام به ایران نوبت به برنامه‌ریزی برای انتقال ایمن امام از فرودگاه به بهشت‌زهرا رسید. هر چند که تلاش کمیته استقبال در این زمینه با مخالفت قاطع امام خمینی به جایی نرسید.
حجت‌الاسلام فردوسی‌پور از مسافران پرواز ایرفرانس در خاطراتی از این ماجرا گفت: «آیت‌الله بهشتی زنگ زدند که برای تشریف فرمایی حضرت امام مقدماتی چون استقبال بسیار عظیم و گسترده، پهن کردن قالی‌فرش از هواپیما تا سالن فرودگاه، چراغانی و تزیین شهر و انتقال حضرت امام با هلیکوپتر به بهشت زهرا تدارک دیده‌ایم. زیرا ازدحام آن‌قدر زیاد است که با ماشین خطرناک است.» و از این قبیل مطالب را یادداشت کردم و به عرض امام رساندم.
امام بعد از شنیدن سخنانم فرمودند: «برو متصل شو به ایران و به این آقایان بگو مگر کوروش را می‌خواهند وارد ایران بکنند؟! یک طلبه از ایران خارج شده و همان طلبه به ایران برمی‌گردد. من با هلیکوپتر به بهشت زهرا نخواهم رفت.»
طبق اوامر آن حضرت با ایران تماس گرفتم و گفتم امام بزرگوار این‌طور می‌فرمایند. دکتر بهشتی اصرار داشت که امکان ندارد، ازدحام به قدری زیاد است که حضرت امام زیردست پای مردم له می‌شوند و … . دوباره محضر امام رسیدم و گزارش دادم، فرمودند: «من باید مانند سایر مردم حرکت کنم ولو زیر دست و پا بروم و له بشوم.»
با این حال اعضای کمیته استقبال هلیکوپتر تدارک دیده را برای شرایط اضطرار آماده نگهداشتند.
هاشم صباغیان در خاطره‌ای با اشاره به نحوه آماده‌سازی‌ هلیکوپتر گفت: همه‌ گروه‌ها چه داخل حاکمیت و چه اپوزیسیون با ما همکاری کردند. مثلا ما می‌دانستیم که امام خمینی نمی‌توانند از بهشت زهرا تا مدرسه علوی را با ماشین بروند، به همین دلیل باید هلیکوپتری تهیه می‌کردیم که آن هم دست نیروهای نظامی بود. به هر حال با ارتباطاتی که داشتیم از همافران کسی پیدا شد که این کار را انجام بدهد. من خودم با این خلبان مصاحبه کردم و او روز قبل از مراسم هم هلیکوپتر را به مدرسه آورد و نشستن و برخاستن را امتحان کرد.»

سونامی استقبال
روزنامه کیهان در ویژه‌نامه‌ای به تشریح شکوه استقبال مردم از ورود امام خمینی به وطن در بعدازظهر ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ پرداخت.
این روزنامه نوشت: «طول جمعیت استقبال کننده ۳۳ کیلومتر بود. ۳۳ کیلومتر گل در مسیر بهار تازه. از مهرآباد تا بهشت‌زهرا شاخه‌های سرخ و سفید گل، کیلومتر به کیلومتر در دست مردم بود. این خط طولانی، بهار سیاسی ایران بود. تا گورستان شهدا، تا درون تاریخ جدید. … و سه ردیف در تمام این ۳۳ کیلومتر دست‌ها را در دو طرف مسیر امام در هم قفل کرده بودند، زنجیره انسانی که پیوند مشت‌ها و انگشت‌ها و پیام وحدت و نوید آن بود.»
این روزنامه همچنین در گزارشی از برنامه‌ریزی کمیته استقبال، نوشت: «در سالن فرودگاه قسمت‌های کوچکی آماده شده بود که نمایندگان گروه‌های مختلف اجتماعی به این ترتیب از امام خمینی استقبال کردند. روحانیون، برادران اهل تسنن، اقلیت‌های مذهبی، احزاب و جمعیت‌های سیاسی، استادان دانشگاه، قضات و حقوقدانان، دانشجویان، پزشکان و مهندسان، سندیکای مشترک صنایع نفت، دهقانان، کارگران، معلمان، بازرگانان، اصناف و نمایندگان وسایل ارتباط جمعی.»
خبرگزاری یونایتدپرس هم در گزارشی از شکوه مراسم استقبال، تعداد استقبال‌کنندگان در طول مسیر فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را چهار میلیون نفر و انبوه جمعیت حاضر در بهشت‌زهرا را ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرد.
رادیو کلن هم شمار جمعیت را بین ۵ تا ۶ میلیون نفر و خبرنگاران داخلی نیز تعداد جمعیت را پنج میلیون نفر تخمین زدند.
روزنامه نیویورک‌تایمز نیز گزارشی مفصل از این مراسم منتشر کرد.
این روزنامه آمریکایی در وصف شکوه حضور امام در ایران پس از ۱۴ سال تبعید نوشت: «آیت‌الله خمینی در بیانیه‌ای که از فرودگاه شارل دوگل منتشر کرد از فرانسه به خاطر مهمان‌نوازیش و از مردم فرانسه به خاطر درک‌شان از آزادی تشکر کرد و گفت: «من اکنون راهی وطنم هستم تا به آن خدمت کنم.»
هواپیمای حامل ایشان دو برابر ظرفیت معمولش سوخت حمل کرده است که در صورت لزوم هواپیما بتواند دور بزند و به پاریس برگردد.
در نزدیکی فرودگاه مهرآباد جایی که قرار بود هواپیمای آقای خمینی فرود آید روی پارچه‌ای نوشته است «اکنون پرچم انقلاب در دستان شماست» و روی پارچه دیگری نوشته «شما رهبر دینی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی مایید».
خودروهای نظامی در سطح شهر تردد می‌کنند. یک گزارش می‌گوید قطاری از خودروهای نظامی را به طول بیش از دو مایل دیده که از میدان ونک عبور می‌کردند و پر از سربازان مسلح بوده‌اند. ۷۸ جیپ، ۱۲ تانک چیفتن، تعدادی تانک سبک اسکورپیون و چندین آمبولانس در میان این خودروها بوده‌اند.
آمریکایی‌ها در حال ترک تهران
وزارت خارجه آمریکا در این روز گزارش داده است که ۱۳۵۰ آمریکایی در سه پرواز تجاری و پنج پرواز نظامی از ایران خارج شده‌اند و مقام‌های ایران برای خروج این افراد با آمریکا همکاری کرده‌اند. این وزارتخانه تخمین زده‌ است که حدود ۵۰۰۰ آمریکایی «موقتاً» ایران را ترک کنند.
یهودیان ایران
اعضای جامعه یهودیان ایران نگران آینده‌اند و این باعث شده بسیاری از آنها کشور را ترک کنند. یوسف کوهن تنها عضو یهودی مجلس ایران تخمین زده است که ۱۰ هزار نفر از ۷۵ تا ۸۰ هزار یهودی ایرانی، در ماه‌های اخیر کشور را ترک کرده‌اند.
آقای کوهن گفته فقط یهودی‌ها نیستند که کشور را ترک می‌کنند، تعداد زیادی از اقلیت‌های دیگر و حتی مسلمان‌ها هم کشور را ترک کرده‌اند.
بسیاری از یهودی‌ها به آمریکا و کشورهای غربی رفته‌اند و بعضی به اسرائیل و بسیاری از آنها امیدوارند به تدریج برگردند.
یک روحانی یهودی در تهران به نیویورک‌تایمز گفت ما ۲۷ قرن در این مملکت زندگی کرده‌ایم یعنی می‌توانیم در کنار این مردم زندگی کنیم. امیدواریم همه چیز در آینده با ثبات و شفاف شود.
این روزنامه نوشته یهودی‌های ایران اغلب در کسب و کارهایی مثل فروش فرش و اداره داروخانه فعالند. آنها هنوز و در شرایط بحرانی هم با افتخار مناسک مذهبی‌شان را از جمله در کنیسه مدرن خیابان کاخ انجام می‌دهند.
اعتراف دیرهنگام
کپی نواری که ادعا شده صدای ضبط شدهِ روی آن صدای شاه است هنوز نتوانسته اعتبارش را تایید کند. این نوار و ترجمه انگلیسی‌اش را بهمن شعله‌ور یک عضو جبهه ملی به تایمز و سی‌بی‌سی داده است. سی‌بی‌اس گفته است سه کارشناس صدا تایید کرده‌اند این صدا واقعا متعلق به شاه است.
در این نوار که پیش از خروج شاه از کشور ضبط شده، او از سران ارتش می‌خواهد که «با ایجاد یک جنگ داخلی طولانی» برای شاه فرصت بازگشت به کشور و گرفتن دوباره قدرت را فراهم کنند.
این روزنامه نوشته از زمان دریافت این نوار، تایمز تلاش‌های مختلفی برای تأیید اعتبار صدای آن انجام داده است. دو دیپلمات ارشد در سفارت ایران در واشنگتن گفته‌اند این می‌تواند صدای شاه باشد اما مطمئن نیستند.
سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا از وجود این نوار که ادعا می‌شود یک هفته پیش از خروج شاه تهیه شده اظهار بی‌اطلاعی کرد. چندین کارشناس صدا از جمله اسکار توسی رییس انستیتو تشخیص صدای دانشگاه ایالتی میشیگان گفت بدون شک این صدا با صداهایی که از شاه روی نوارهای دیگر وجود دارد مطابقت دارد.
در این نوار سخنان شاه این طور شروع می‌شود که «این بار اول نیست که در دوره من چنین شرایطی رخ می‌دهد. باید از تجربه‌های پدرم درس بگیریم.» او می‌گوید که «پس از این که دوباره به لطف خدا به قدرت برگشت یک نیروی پلیس بزرگ‌تر جانشین ساواک خواهد شد. لازم است ارتش از وجود عوامل ناراضی پاکسازی شود و اشتباه‌های پیشین تکرار نشود». او در این نوار می‌گوید «نباید به ملت آزادی زیاد داده شود چون ظرفیت این هدیه بزرگ را که به آنها اعطا کرده‌ام ندارند.»

بنزی که بلیزر شد
در گرما گرم حضور امام در فرودگاه و شدت استقبال از ایشان، امام سوار بر بنز سبز رنگی می‌شود که گویا در لیست برنامه کمیته استقبال نبود. این بنز به عموی عبدالله ناصری تعلق داشت که توسط حجت‌الاسلام خلخالی موفق شده بود از گیتهای حفاظت و امنیت فرودگاه عبور کند و خود را به نزدیک هواپیمای امام برساند.
محسن رفیق‌دوست راننده بلیزر آمریکایی امام در خاطره‌ای با اشاره به اینکه چطور راننده امام شد، تعریف کرد: «یکی از رفقا ماشین بلیزر داشت. آن را آورد و گفت که این ماشین بلند و محکم و برای این کار مناسب است. این طور طراحی کردیم که امام پشت سر راننده بنشینند، مرحوم مطهری بغل‌دست امام و احمدآقا هم جلو، بغل‌دست راننده بنشیند. قرار بود آقای هاشم صباغیان که عضو کمیته استقبال بود پشت سر امام بنشیند.
چپ و راست بدنه بلیزر در قسمتی که قرار بود امام بنشینند، فولاد گذاشتیم. از آنجا ماشین را بردیم کارخانه شیشه مینرال و شیشه‌های دو طرف محل نشستن امام را شیشه ضدگلوله گذاشتیم. همین‌طور پشت سر راننده و پشت سر امام هم یک اتاقک حفاظت شده درست کردیم. همه این کارها انجام شد اما هنوز راننده‌ای برای بلیزر انتخاب نشده بود. تا این که ۵ بهمن، دکتر مفتح به مدرسه رفاه آمد. بلیزر دم در مدرسه پارک شده بود. آقای مفتح پرسید: «ماشینی که برای امام درست کرده‌ای این است؟» گفتم: بله. پرسید: راننده‌اش کیست؟ گفتم: هر کس که شما بفرمائید. ایشان گفت: من پیشنهاد می‌کنم خود شما این کار را به عهده بگیرید.
شهید مفتح و شهید بهشتی و شهید مطهری جلسه داشتند. بعد از چند دقیقه مرا صدا کردند. وارد اتاق که شدم، شهید بهشتی گفت: «حاج‌محسن، خودت رانندگی ماشین امام را به عهده بگیر. به هیچ‌کس هم نگو چه کسی قرار است راننده شود.

روز استقبال از امام من سریع با بلیزر از در ورودی باند، وارد باند شدم. دیدم داخل باند کوچه‌ای توسط دو ردیف از افسران نیروی هوایی تشکیل شده و همه سلام نظامی دادند. امام از میان آنها عبور کردند و می‌خواستند به همراه سیداحمد آقا سوار یک بنز نیروی هوایی شوند. زمانی که ترمز زدم و پایین آمدم، امام داخل بنز نشسته بودند و ماشین می‌خواست حرکت کند. دویدم، در بنز را باز کردم، سلام کردم و دستشان را بوسیدم و گفتم: «آقا، ماشین دیگری برای شما تهیه شده، تشریف بیاورید داخل آن ماشین بنشینید.» امام فرمودند: چه فرقی دارد؟» عرض کردم: آقا، این ماشین کوتاه است، ما یک ماشین بلند برای شما در نظر گرفته‌ایم که مردم بتوانند شما را ببینند. در همین بین، شهید [مهدی] عراقی هم رسید و خدمت امام عرض کرد: آقا، تشریف بیاورید و سوار این ماشین [بلیزر] شوید. امام از بنز پیاده شدند، من در بلیزر را باز کردم و از امام خواستم روی صندلی عقب ماشین بنشینند. امام فرمودند: «می‌خواهم جلو بنشینم.»
حجت‌الاسلام سیدرضا اکرمی در خاطره‌ای گفت: «روز ۱۲ بهمن که امام وارد شد، من در داخل مینی‌بوسی که پشت بلیزر امام حرکت می‌کرد، نشستم و تذکرات امنیتی را با بلندگویی به مردم می‌دادم تا راه را برای ماشین امام باز کنند که ما تا دانشگاه تهران آمدیم و بعد بلندگو خراب شد و دیگر نتوانستم حرکت کنیم.»
منابع:
خاطرات یاران انقلاب، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
صحیفه امام، جلد پنجم، ص ۵۰۲، ۵۲۸ و ۵۲۹
انتهای پیام
منبع : ایسنا