نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی در نگاه علامه طباطبایی

یک استاد دانشگاه گفت: در مسائل فرهنگی باید نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار دهیم و نوع برخورد با آن را طبق ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی نشان می‌دهد، تنظیم کنیم. به گزارش سردبیر پرس، فاطمه‌السادات هاشمیان در یادداشتی به تشریح دیدگاه انسان‌شناختی علامه طباطبایی (ره) در حوزه فرهنگی پرداخت و گفت: «فرهنگ یک […]

یک استاد دانشگاه گفت: در مسائل فرهنگی باید نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار دهیم و نوع برخورد با آن را طبق ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی نشان می‌دهد، تنظیم کنیم.
به گزارش سردبیر پرس، فاطمه‌السادات هاشمیان در یادداشتی به تشریح دیدگاه انسان‌شناختی علامه طباطبایی (ره) در حوزه فرهنگی پرداخت و گفت:

«فرهنگ یک ملت، منشاء عمده تحولات است. بی‌تردید عوامل گوناگونی روی فرهنگ ملت اثر می‌گذارد. عاملی که یک ملت را به رکود و خمودی یا تحرک و ایستادگی، صبر و حوصله یا پرخاشگری و بی حوصلگی، اظهار ذلت در مقابل دیگران یا احساس غرور و عزت در مقابل دیگران، به تحرک و فعالیت تولیدی یا به بیکارگی و خمودی تحریک می کند، فرهنگ ملی است.

 فرهنگ محصول تعریف جمعی از یک جامعه است و خودش مؤثر در همه تحولات و تشکیل دهنده هویت یک جامعه است.

در مسائل فرهنگی ما باید نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار دهیم و نوع برخورد با آن را طبق ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی نشان می‌دهد، تنظیم کنیم.

برخورد افراطی از دو سو امکانپذیر است. اول اینکه ما مقوله فرهنگ را مقوله‌ای غیرقابل اداره و غیرقابل مدیریت بدانیم. در مقابل این تفکر افراطی، تفکر دیگری وجود دارد که سخت‌گیری خشن و نظارت کنترل آمیز بسیار دقیق چه در زمینه فرهنگ عمومی چه حتی در زمینه مسائل و اخلاق شخصی است.

باید گفت که مطالبات فرهنگی زیربنای مطالبات دیگر در جامعه محسوب می‌شود. بر این اساس محوریت فرهنگ باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. 

به دلیل اهمیت موضوع فرهنگ و نقش موثر آن در پیشرفت کشور، این مفهوم در بخش‌ها و بندهای مختلف سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و به ویژه در بخش مبانی جامعه شناختی و ایران شناختی و تدابیر سند به کرات آمده است.

یکی از آثاری که در این زمینه تدوین شده  رساله‌ای است تحت عنوان «کشف نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی بر اساس مبانی انسان شناختی علامه طباطبایی(ره)» طبق نتایج به دست آمده از این پژوهش، نظریه‌های پیشرفت در جوامع گوناگون به دلیل ابتناء بر مبانی متفاوت انسان‌شناختی به شکل‌های مختلفی ارائه شده است.

در جامعه ایرانی اسلامی، ضرورت ابتنای نظریه پیشرفت بر مبانی انسان‌شناختی اسلامی، امری بدیهی است.

علامه طباطبایی(ره) از جمله متفکران جامع و برجسته معاصر جهان اسلام است که می‌توان با تحلیل نظریه‌ انسان‌شناختی ایشان، نظریه اسلامی پیشرفت را کشف و ارائه نمود. در این تحقیق بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر داده‌های کتابخانه‌ای و با توجه به مبانی انسان‌شناختی علامه شامل اصول حرکت جوهری نفس، تجرد، خلود، حدوث، فطرت‌مندی، کرامت انسانی، خلافت الهی، امانت، سعادت، اعتبارگرایی، اراده آزاد و..، نظریه اسلامی پیشرفت فرهنگی را که همانا تبیین علّی روابط میان مبانی و ساحت‌های سه‌گانه فرهنگ شامل بینش، منش و کنش است، کشف و تبیین می‌نماید.

بر اساس یافته‌های این تحقیق، ابعاد فرهنگی برآمده از مبانی انسان‌شناختی علامه در بعد بینشی در چهار بخش معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی، جهان‌شناختی و ولایت‌شناختی عبارت است از واقع‌گرایی معرفتی، اعتقاد به عدم انحصار هستی در جهان ماده، ذومراتب بودن هستی، احسن بودن نظام خلقت، قرار داشتن تحت ربوبیت و ولایت الهی و غایتمندی جهان. در بعد منشی، در چهار بخش اخلاق، تربیت، معنویت و عبادت، توجه به اخلاق مبتنی بر وحی، واقع‌گرایی اخلاقی، مسئولیت اخلاقی، اخلاق فضیلت‌محور، امکان تحول و تربیت انسانی، لزوم توجه به تربیت وحیانی، هماهنگی تربیت با فطرت، استمرار و لزوم رعایت اعتدال در تربیت، توجه به معنویت عقلانی، لزوم ایجاد جامعه معنوی و ضرورت نظام عبادی وحیانی از مهم‌ترین بایسته‌های پیشرفت فرهنگی است.

 نظریه پیشرفت فرهنگی در بعد کنشی نیز، کنش‌های ساختاری و تقنینی جامعه را مبتنی بر فطرت و برگرفته از وحی و در راستای کرامت و سعادت انسان و در جهت قرب الهی ارائه می‌دهد که همسو با عقلانیت و معنویت اسلامی است. 

      بر این اساس ابتنای اصولی هریک از ارکان فرهنگ بر مبانی صحیح انسان‌شناختی، نظریه پیشرفت فرهنگی را در تمامی ابعاد مورد نیاز زندگی انسان، تدوین می‌نماید و موجبات رشد و تعالی وجودی و تکامل اخلاقی و دستیابی به مراتب بالای انسانی و تقرب الهی انسان را فراهم نموده و سبب وصول به سعادت حقیقی و اهداف والای خلقت می‌گردد. چنین نظام فرهنگی برخاسته از کتاب، سنت، عقل و نظامی الهی، دینی و وحیانی است که منشأ و خاستگاه قواعد آن، اراده‌ خداوند است. عملیاتی نمودن این نظام، نقش شایان توجهی در پایه‌گذاری تمدن اسلامی داشته و جامعه را به سمت تحقق اهداف والای امنیت، معنویت، عدالت اجتماعی و پیشرفت همه جانبه رهنمون می‌سازد و زمینه را برای تحقق حیات طیبه و زندگی گوارای انسانی فراهم می‌آورد.»

انتهای پیام
منبع : ایسنا