رقابت با حراج‌های خارجی غیرممکن شده است

در سال‌های اخیر، بازار هنرهای تجسمی ایران تحت تأثیر نوسانات شدید ارز و تعطیلی ناخواسته و مکرر گالری‌ها، دوران پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته است. این تعطیلی‌های مقطعی، نه‌تنها چرخه معرفی هنرمندان جوان را با اختلال مواجه کرده، بلکه گالری‌های نوپا را نیز در آستانه حذف قرار داده است. علیرضا سمیع‌آذر با آسیب‌شناسی این موضوع […]

در سال‌های اخیر، بازار هنرهای تجسمی ایران تحت تأثیر نوسانات شدید ارز و تعطیلی ناخواسته و مکرر گالری‌ها، دوران پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته است. این تعطیلی‌های مقطعی، نه‌تنها چرخه معرفی هنرمندان جوان را با اختلال مواجه کرده، بلکه گالری‌های نوپا را نیز در آستانه حذف قرار داده است. علیرضا سمیع‌آذر با آسیب‌شناسی این موضوع همچنین می‌گوید رقابت با حراج‌های خارجی غیرممکن شده است.

به گزارش سردبیر پرس، گالری به عنوان ویترین اصلی نمایش آثار هنرمندان و فضایی برای تثبیت جایگاه هنرمند در بازار هنر، نقشی حیاتی در مسیر توسعه هنر کشور ایفا می‌کند؛ نقشی که با محدود شدن فضای نمایش، هنرمند را در نوعی بلاتکلیفی حرفه‌ای رها کرده است. از سوی دیگر، سایه سنگین سقوط ارزش ریال بر پیکره بازار هنر، مرز میان ارزش افزوده واقعی هنر و حباب‌های ناشی از تورم را بیش از پیش مبهم ساخته است. با وجود رشد اسمی قیمت‌ها در محافلی چون حراج تهران، مقایسه دلاری ترازهای مالی نشان از ثبات یا حتی عقب‌گرد بازار هنر نسبت به دهه‌های گذشته دارد.
در همین راستا، علیرضا سمیع‌آذر، مدیر حراج تهران در گفت‌وگویی با سردبیر پرس، به چالش‌های پیش ‌روی گالری‌داران و تمایل هنرمندان شاخص به بازارهای بین‌المللی برای فرار از غیررقابتی شدن بازار داخلی، پرداخته است.
****
-رکود حاکم بر فضای گالری‌داری در سال‌های اخیر، تعطیلی‌ها و به دنبال آن رکود بازار هنرهای تجسمی را تا چه اندازه در توسعه هنر کشور، موثر می‌دانید؟
بدون شک تعطیلی گالری‌ها به معنای از دست دادن فرصت معرفی آثار و نادیده گرفته شدن تلاش‌ها و دستاوردهای هنرمندان است. بعضاً هنرمندان به این امید که آثارشان را در گالری‌ها به نمایش بگذارند، سال‌ها تلاش می‌کنند؛ مستقل از اینکه این آثار هنری به فروش برسند یا خیر، گالری‌ها این فرصت را فراهم می‌کنند که آثار هنرمندان دیده و نقد شود.
هنرمند نیز زمانی که کارش را روی دیوار گالری می‌بیند، بسیار بیشتر از تماشای اثر در آتلیه، می‌تواند آن را درک و تحلیل کند. در واقع تا زمانی که هنرمند اثر خود را روی دیوار گالری تماشا نکند، نمی‌تواند مطمئن شود که باید همان مسیر هنری را ادامه دهد یا نیاز به تجدیدنظر دارد.
بنابراین، وقتی چنین فرصتی از دست برود، طبیعتاً هنرمندان نیز برای ادامه کارشان در وضعیت بلاتکلیفی قرار می‌گیرند و این موضوع بسیار ناگوار است.
-به نظر شما این آسیب‌ها می‌توانند تبعات مخرب بلندمدتی به دنبال داشته باشند؟
خیر، بعید می‌دانم اثرات بلندمدتی وجود داشته باشد؛ چراکه این توقف‌ها مقطعی هستند. درست است که در جریان این تعطیلی‌ها، هنرمندان چند ماهی را برای معرفی آثارشان از دست می‌دهند، اما نمی‌توان گفت که این آسیب‌ها بلندمدت خواهند بود. البته برخی از هنرمندان هم در این بازه‌های زمانی، با آسیب‌های بیشتری مواجه می‌شوند.
برای مثال، هنرمندانی که درست در دوران تعطیلی و رکود گالری‌ها وقت برگزاری نمایشگاه داشتند؛ کسانی که بعضاً از شش ماه یا حتی یک سال گذشته نوبت گرفته بودند و منتظر زمان برگزاری بودند. طبیعتا با تعطیلی ناگهانی گالری‌ها، این هنرمندان نوبتشان را از دست می‌دهند و ممکن است وقت‌های بعدی هم به کسانی تعلق بگیرد که از قبل رزرو کرده بودند.
-احتمالا هنرمندان نسل جوان هم فرصت کمتری برای نمایش آثارشان و ثبات در بازار هنر، در اختیار دارند.
آسیب مستقیم این است که آن‌ها در میان هنرمندان تثبیت‌شده، شانس کمتری دارند تا بتوانند وقت جدیدی با گالری‌ها تنظیم کنند. از سوی دیگر، برخی گالری‌های شناخته‌شده که ارتباطات گسترده‌ای با مجموعه‌داران و هنرمندان دارند، راحت‌تر می‌توانند چند هفته یا چند ماه تعطیلی را تحمل کنند؛ اما این توقف‌ها برای گالری‌هایی که جوان‌تر هستند، به‌تازگی کارشان را شروع کرده‌اند و دوست دارند در صحنه هنری کشور ایفای نقش کنند، می‌تواند بسیار ناامیدکننده باشد. حتی بعضی‌ها ممکن است به‌دلیل هزینه‌های گالری، تصمیم بگیرند این کار را کنار بگذارند و به سراغ کارهایی بروند که امنیت حرفه‌ای بیشتری دارند.
-یکی دیگر از آسیب‌های مهم به بازار هنر ایران، سقوط ارزش ریال است. با افزایش مداوم قیمت دلار، چگونه می‌توان مرز بین ارزش افزوده هنری و حباب تورمی را در قیمت‌گذاری آثار مشخص کرد؟
آثار هنری از سقوط ارزش پول ملی بیشترین آسیب را دیده‌اند. این در حالی است که در طول دو دهه گذشته، ما شاهد رونق تاریخی در عرصه هنر بوده‌ایم؛ هم از نظر تعداد هنرمندان خوبی که به صحنه هنر پیوسته‌اند و هم افزایش تعداد گالری‌ها و مشاغل جانبی. اما واقعیت این است که هرچقدر ارزش هنر بالا می‌رود، ارزش پول ملی ما هم‌زمان کاهش پیدا می‌کند.
در واقع، ما در خیلی از موارد حتی نمی‌توانیم به همان قیمت‌های (دلاری) سابق دست پیدا کنیم. وقتی قیمت یک اثر را با ارزهای بین‌المللی مقایسه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که آثار هنرمندان، بعد از این حجم از افزایش قیمت به پول ملی، هنوز با رقم بین‌المللی ۱۰ یا ۲۰ سال پیش خود فاصله دارد.
به نظرم علت اصلی این است که اساسا هنر و اثر هنری، جزو نیازمندی‌های اولیه مردم نیست. بنابراین مردم حاضر نیستند این افزایش قیمت آثار را با افزایش قیمت ارز و کاهش ریال، سریعاً جبران کنند. اگر قیمت مایحتاج روزانه جامعه مانند دارو و مواد غذایی با افزایش قیمت ارز صعودی شود، به هر حال همه ما مجبور هستیم این اقلام را با هر قیمتی تهیه کنیم؛ اما در مورد هنر این اجبار وجود ندارد! هنر جزو اولین اقلامی است که در بحران‌های اقتصادی از سبد خرید خانواده‌ها حذف می‌شود.
– آیا ممکن است که این تفاوت قیمت ملی و بین‌المللی آثار هنرمندان، به قیمت‌گذاری‌ها کاذب در بازارهای داخلی همانند حراج تهران، منجر شود؟
ما این‌گونه فکر نمی‌کنیم که قیمت آثار را باید مستقیماً بر اساس افزایش قیمت دلار تعیین کنیم. قیمت آثار هنری بر اساس قیمت‌های کسب‌شده‌ هنرمند در بازارهای ملی و بین‌المللی تعیین می‌شود. به این معنی که اگر ببینیم اثری در بازار داخلی یا بین‌المللی فروخته شده و به عددی رسیده، اثر بعدی را بر مبنای همان عدد به‌علاوه‌ یک افزایش محدود تعیین می‌کنیم. نمی‌توان گفت چون دلار بالا رفته، قیمت‌ها را مطابق با آن بالا می‌بریم.
اساساً قیمت آثار هنری در هیچ‌کجای دنیا این‌گونه تعیین نمی‌شود؛ قیمت بر مبنای قیمتی است که پیش‌تر حاصل شده و بازار هنرمند آن را تعیین کرده است. بنابراین اگر ارزش ریال ۵۰ درصد سقوط کند، نمی‌توانیم آن را مستقیم در قیمت اثر هنری بعدی جبران کنیم؛ مگر اینکه مطمئن باشیم قیمت در بازار آن هنرمند افزایش پیدا کرده است. اگر قرار باشد قیمت آثار را با قیمت دلار تنظیم کنیم، مشتری‌هایمان را از دست خواهیم داد.
-در سال‌های گذشته برخی از گالری‌ها یا مجموعه‌داران، آثار هنری مستر را با قیمت دلاری خرید و فروش می‌کنند و اساسا قیمت ریالی برای آنها در نظر نمی‌گیرند. نگاه شما نسبت به این موضوع چیست؟ آیا ممکن است حراج تهران نیز به این سمت پیش برود؟
این ایده به نوعی اجتناب‌ناپذیر است. گالری‌ها یا برخی از اشخاص به دلیل تغییر روزانه قیمت دلار، مجبور هستند که برای تثبیت قیمت آثار یک هنرمند بین‌المللی، قیمت دلاری برای آثار مشخص کنند. برای مثال قیمت یک اثر هنری، ۲۰ هزار دلار ارزیابی می‌شود و تا شش ماه دیگر با وجود تمام نوسانات ارزی، باز هم قیمت اثر ۲۰ هزار دلار خواهد بود. دیگر معادل ریالی آن اهمیتی ندارد. 
اما از نظر قانونی، این کار در کشور امکان‌پذیر نیست. برای مثال در حراج تهران نمی‌توانیم آثار را با قیمت دلاری معامله کنیم. سقوط ارزش ریال در خرید و فروش آثار هنری یک معضل است، اما نمی‌توانیم ارز دیگری را جایگزین کنیم. البته اینکه برخی از فروشندگان چنین تصمیمی می‌گیرند، کاملا قابل درک است. چراکه وقتی یک خریدار خارجی می‌خواهد اثر یک هنرمند ایرانی را خریداری کند، حتما قیمت ریالی اثر را هم چک می‌کند و این تفاوت قیمت ریالی و دلاری، به ضرر هنرمند تمام می‌شود و ممکن است خریدار از تصمیم خود منصرف شود.
سقوط ارزش پول ملی، علاوه بر پایین آوردن ارزش مادی آثار هنرمندان ایران، ارزش روانی را هم دچار چالش می‌کند. وقتی یک خریدار اثری را خریداری می‌کند و با سقوط ارزش پول ملی، به صورت مستمر ارزش اثری که خریداری کرده کاهش پیدا می‌کند، حتما به این نتیجه می‌رسد که سرمایه‌گذاری درستی انجام نداده است. متاسفانه اثر هنری ایرانی جایگاه خودش را به عنوان کالایی برای سرمایه‌گذاری از دست داده است.
-در واقع ممکن است این تهدید هم وجود داشته باشد که بسیاری از هنرمندان مستر هم علاقه‌ای نداشته باشند که آثارشان در بازارهای داخلی خرید و فروش بشود؟
قطعاً همین‌طور است؛ به‌ویژه هنرمندانی که بازار بین‌المللی دارند، ترجیح می‌دهند آثارشان را به گالری‌ها و حراج‌های خارجی ارائه دهند. در واقع یک بازار داخلی غیررقابتی در ایران ایجاد شده است و ما نمی‌توانیم با گالری‌ها و حراج‌های خارجی که با دلار مبادله می‌کنند، رقابت کنیم.
در هر دوره از حراج تهران، فروش ریالی ما در حال افزایش است و قیمت‌ها به‌شکل چشم‌گیری بالا رفته، اما زمانی که جمع فروش را به دلار تبدیل می‌کنیم، متوجه می‌شویم که فروش دلاری ما پایین‌تر از برخی سال‌های دهه ۹۰ است. در واقع، به‌خاطر سقوط پول ملی، نمودار فروش واقعی ما کاهش را نشان می‌دهد. هرچقدر موفقیت ما در توسعه اقتصادی داخلی بیشتر می‌شود، حاصل کار ما در قیاس با بازارهای بین‌المللی کاهش پیدا می‌کند.
انتهای پیام