حجت الاسلام والمسلمین حجت الله سروری مدیر ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد استان کرمانشاه

حکیم ابوالقاسم فرودوسی،با نگارش کتابی ارزشمند همچون «شاهنامه»، نقشی قابل توجه در حراست از زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و هویت ایرانی داشته است

«شاهنامه»، نقشی قابل توجه در حراست از زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و هویت ایرانی داشته است. روح ‌توحید ، مجاهدت در راه حق و وطن دوستی در سرتاسر شاهنامه جاری وساری است.

به گزارش سردبیر پرس از کرمانشاه ، شاهنامه فردوسی را باید اثری گرانسنگ دانست که به مظهری از غرور و فرهنگ ملی ایرانیان تبدیل شده است. به نظر من در بخشی از شاهنامه در داستان رستم تبلوری از جذابیت هایی است که هر ایرانی به نوعی آن ها را در زندگی شخصی خود تجربه می کند. نکته قابل توجه اینکه فردوسی، تورانی ها و هرکسی دیگر را که به ایران حمله کرده نیز دشمن خوانده است. واین از اوج وطن دوستی فرودوسی نشات می گیرید. همین حالا هم اگر کشوری متخاصم به ایران حمله کند، دشمن تمامی ایرانی ها وسرزمین ما خواهد بود. شاهنامه به شدت نسبت به بیگانگانی که به ایران حمله کنند بر نمی تابد و زاویه دارد. اما شاید این سوال در ذهن شما بیاید با این که کارهای خوبی در سال های اخیر شده ، دلیل مهجور ماندن شاهنامه را در عصر کنونی چیست ؟شاید یک دلیل آن حجم شاهنامه باشد. شاهنامه فردوسی از نظر حجمی، بزرگترین متن شعر فارسی است. این بدان معناست که در میان آثار برجسته شعر فارسی ما شاهد حجمی در سطح شاهنامه نیستیم (شاهنامه از ۶۰ هزار بیت تشکیل شده است). از این منظر، نوعا عموم مردم به دنبال آثار کوتاه تر بوده به ویژه که در میان نسل جدید . نکته بعد به نظر می رسد سیستم آموزشی ما،در شرایط کنونی نتوانسته آن ارتباط جذاب و مناسب را میان کودکان، نوجوانان و جوانان ما با آثار فاخری نظیر شاهنامه فردوسی برقرار کند. باید برای شاهنامه فردوسی توسط هنرمندان توسط آموزش وپرورش توسط صداوسیما و… «خلق جذابیت» کرد. فردوسی بین ۲۵ تا ۳۵ سال را فردوسی جهت نگارش شاهنامه وقت گذاشته است.اگر نصف همین زمان برای ترویج شاهنامه اهتمام داشته باشیم به نظر می رسد که تا حدودی از مهجوریت در می آید. شاهنامه در جریان حفظ هویت ایرانی این وظیفه را داشته که بیاید تمامی داستان هایی که از دوران قدیم در فرهنگ ایرانی بوده را جمع کند (در این رابطه، فردوسی هزینه های زیادی ووقت فراوان برای تبدیل کردن آنها به شعر متحمل شده است. این همت در نوع خود قابل ستایش است. از این جهت ما احساس غرور می کنیم که شاهنامه در گذر سالیانِ سال حفظ شده و مثلا همچون اشعار فراوان پدر شعر فارسی یعنی رودکی در دل تاریخ پنهان نمانده است. تعبیر زیبایی امام شهیدمان دارند که می فرماید : [‌فردوسی‌] ‌قلّه‌ی شعر است. من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامه‌ی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. اگر کسی به ‌شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی ایران را سروده، اما با دید یک مسلمان؛ آن هم یک مسلمان شیعه. بیان زندگی قهرمانها و ‌پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل رستم و اسفندیار در شاهنامه، در اندیشه‌های اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. فردوسی، «حکیم فردوسی» است؛ شما توجّه کنید، در بین شعرای ما «حکیم فردوسی» [مطرح] است؛ ‌حکمت فردوسی حکمت الهی است. در عمق داستانهای فردوسی، حکمت گنجانده شده؛ تقریباً در همه‌ی داستانها یا بسیاری از ‌داستانهای فردوسی، حکمت هست؛ لذا به فردوسی میگویند «حکیم فردوسی»؛ ما به کمتر شاعری در طول تاریخ حکیم میگوییم ‌امّا اسم او حکیم فردوسی است‌. فردوسی در عصر خویش در سمت درست تاریخ ایستاده وبا تمام وجود و به سهم خود و حتی بیشتر از آن، نقشی قابل توجه در حراست از فرهنگ و ادب پارسی داشته است. ما ایرانیان به شاهنامه که بیش از هزار سال قدمت دارد، افتخار کنیم. به تعبیر امام شهیدمان فرمودند فردوسی را بزرگ کنید. ‌فردوسی در قلّه است. شعر فارسی مملو از حکمت است؛ بایستی این روحیه و این حالت حکمت و اخلاق، در شعر امروز ما برجسته بشود.