یک تصمیم نادرست درباره بنزین می‌تواند رانت تازه بسازد | خاقانی: واقعیت‌های اقتصادی با مردم در میان گذاشته شود

مهدی صفائی؛ بنزین در سال‌های گذشته بار‌ها به یکی از پرچالش‌ترین پرونده‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است. از تثبیت قیمت و سهمیه‌بندی گرفته تا چندنرخی شدن سوخت، کارت‌های جایگاه و مسئله قاچاق. تجربه این سال‌ها نشان داده که هر تصمیم درباره قیمت سوخت، در صورتی که از اصلاح سازوکار توزیع، نظارت و نحوه تخصیص یارانه […]

مهدی صفائی؛ بنزین در سال‌های گذشته بار‌ها به یکی از پرچالش‌ترین پرونده‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است. از تثبیت قیمت و سهمیه‌بندی گرفته تا چندنرخی شدن سوخت، کارت‌های جایگاه و مسئله قاچاق. تجربه این سال‌ها نشان داده که هر تصمیم درباره قیمت سوخت، در صورتی که از اصلاح سازوکار توزیع، نظارت و نحوه تخصیص یارانه جدا شود، می‌تواند به منبع تازه‌ای از ناکارآمدی و رانت تبدیل شود.
در این باره محمود خاقانی، تحلیلگر حوزه نفت و انرژی در گفت‌و‌گو با سردبیر پرس معتقد است مسئله بنزین را نمی‌توان فقط به افزایش یا تثبیت قیمت تقلیل داد و هرگونه اصلاح در این حوزه باید با شفافیت در اطلاع‌رسانی، نظارت مؤثر، مقابله با قاچاق و بازنگری در نحوه توزیع یارانه همراه شود.
مشروح گفت‌وگوی سردبیر پرس را با محمود خاقانی در ادامه می‌خوانید.
*****
*آقای خاقانی؛ در سال‌های گذشته خطا‌های مختلفی در زمینه اصلاح قیمت بنزین رخ داده است. از نگاه شما، مهم‌ترین اشتباه چه بوده و سیاست‌گذار از تکرار چه مسیری باید پرهیز کند؟
یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در چند دهه گذشته تجربه کرده‌ایم، نقش آگاهی عمومی در همراهی جامعه با شرایط دشوار اقتصادی بود. در دوره‌هایی که کشور با کمبود کالا، محدودیت یا بحران مواجه بود، مردم از واقعیت موجود اطلاع داشتند و همین آگاهی به حفظ انسجام و همراهی جامعه کمک می‌کرد.
پزشکیان با مردم صادق است
اشتباه این است که تصور کنیم نباید درباره کمبود‌ها و مشکلات با مردم صحبت کرد، چون ممکن است روحیه جامعه تضعیف شود. مردم واقعیت‌های اقتصادی را در زندگی روزمره خود لمس می‌کنند و اگر روایت رسمی با آنچه جامعه تجربه می‌کند فاصله داشته باشد، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند.
در موضوع بنزین نیز نمی‌توان از یک‌سو با کمبود یا محدودیت مواجه بود و از سوی دیگر به جامعه گفت هیچ مشکلی وجود ندارد. مردم وقتی محدودیت را در جایگاه سوخت، قیمت کالا‌ها یا شرایط اقتصادی لمس می‌کنند، متوجه واقعیت می‌شوند؛ بنابراین سیاست‌گذار باید مسئله را صادقانه با جامعه در میان بگذارد.
یکی از ویژگی‌های رییس جمهور فعلی که قابل ستایش است نیز همین صداقت با مردم است. پزشکیان در این باره راه درستی در پیش گرفته و درباره مسئله بنزین هم با مردم به صراحت صحبت کرده است.
*یکی از استدلال‌های مطرح برای افزایش قیمت بنزین، فاصله زیاد قیمت سوخت در ایران با کشور‌های همسایه است. آیا چنین مقایسه‌ای می‌تواند مبنای اصلاح قیمت قرار گیرد؟
نمی‌توان فقط قیمت بنزین را با کشور‌های همسایه مقایسه کرد و سایر بخش‌های اقتصاد را نادیده گرفت. اگر قرار است قیمت انرژی به سطح دیگری برسد، باید همزمان وضعیت درآمد خانوارها، قیمت کالا‌های اساسی و نحوه حمایت از دهک‌های پایین نیز مورد توجه قرار گیرد.‌
نمی‌شود قیمت بنزین را به قیمت بنزین کشور‌های همسایه نزدیک کرد، اما در مقابل نظام حمایتی، درآمد و قدرت خرید جامعه را همان‌گونه نگه داشت. اگر قرار است اصلاحی انجام شود، منابع حاصل از آن نیز باید به بخش‌هایی منتقل شود که فشار بیشتری بر آنها وارد می‌شود.
مروری بر تجربه سهمیه‌بندی
در دوران جنگ که کالاها کوپنی بود، اعتماد و همراهی بیشتری میان مردم و حکومت وجود داشت و جامعه می‌دانست چرا یک کالا سهمیه‌بندی شده است.
مردم وقتی احساس کنند محدودیت به دلیل یک مشکل واقعی اعمال شده و قانون نیز برای همه به یک شکل اجرا می‌شود، راحت‌تر با آن همراهی می‌کنند. مشکل زمانی شکل می‌گیرد که قانون نوشته شود اما در مرحله اجرا امکان دور زدن آن یا سوءاستفاده وجود داشته باشد. بنابراین نمی‌توان فقط یک سازوکار سهمیه‌بندی را از یک دوره تاریخی برداشت و بدون توجه به شرایط اجتماعی و نحوه اجرای قانون در دوره فعلی اجرا کرد.
شنیده شده که در برخی جایگاه‌ها با کارت سوخت جایگاه، فقط ۲۵ لیتر بنزین به هر خودرو تحویل داده می‌شود. در چنین شرایطی، فردی که به سوخت بیشتری نیاز دارد ممکن است مجبور شود دوباره در صف قرار بگیرد یا عملاً زمینه‌ای برای شکل‌گیری تخلف و رد و بدل کردن رشوه ایجاد شود.
اگر قانونی وضع شود که بیش از مقدار مشخصی بنزین با کارت جایگاه عرضه نشود، اما بر نحوه اجرای آن نظارت مؤثری وجود نداشته باشد، ممکن است همین محدودیت به منبع درآمد غیرقانونی برای برخی افراد تبدیل شود.
مسئله اصلی این است که سیاست‌گذار نباید فقط مقررات وضع کند؛ باید بررسی کند این مقررات در میدان چگونه اجرا می‌شود و آیا خود قانون زمینه ایجاد رانت تازه را فراهم کرده یا خیر.
*با این شرایط، آیا فقط اصلاح قیمت بنزین می‌تواند مشکل را حل کند یا اصلاحات دیگری نیز باید همزمان انجام شود؟
اصلاح زمانی نتیجه می‌دهد که قانون به‌درستی اجرا شود و تخلف از آن هزینه داشته باشد. ما به نظارت قوی نیاز داریم و بدون اصلاح سازوکار‌های نظارتی نمی‌توان انتظار داشت فقط با تغییر قیمت، مسئله بنزین حل شود.
با این حال، معتقدم قیمت بنزین نیز باید اصلاح شود. قیمت باید به سطحی برسد که قاچاق بنزین دیگر صرفه اقتصادی نداشته باشد و مابه‌التفاوتی که اکنون از مسیر قاچاق یا رانت از اقتصاد خارج می‌شود، به درآمد رسمی دولت تبدیل شود.
بنابراین اصلاح قیمت لازم است اما به تنهایی کافی نیست. اجرای قانون، نظارت و جلوگیری از شکل‌گیری مسیر‌های تازه برای سوءاستفاده نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
رابطه قیمت بنزین و قاچاق آن
*یکی از دلایل مطرح برای اصلاح قیمت، کاهش قاچاق سوخت است. آیا فقط با کاهش فاصله قیمتی می‌توان قاچاق را مهار کرد؟
اختلاف قیمت یکی از عوامل اصلی ایجاد انگیزه برای قاچاق است اما مشکل فقط به قیمت محدود نمی‌شود. وقتی شبکه نظارت ضعیف باشد و امکان دور زدن مقررات وجود داشته باشد، حتی اصلاح قیمت هم به تنهایی نمی‌تواند مسئله را حل کند.
اگر مسئولان، اطلاعاتی درباره شبکه‌های قاچاق در اختیار دارند، این اطلاعات باید از مسیر قانونی پیگیری شود. نمی‌توان از وجود قاچاق سخن گفت اما در عمل سازوکاری برای شناسایی و برخورد مؤثر با آن وجود نداشته باشد.
تا زمانی که قاچاق از نظر اقتصادی سودآور باشد و همزمان امکان تخلف نیز وجود داشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت فقط با ابزار‌های اداری این پدیده متوقف شود. طبق اصول دینی، فردی که از جرم و مجرم با خبر باشد اما از آن حرفی نزند، شریک جرم است. متاسفانه آقای قالیباف به تازگی گفته است خبر داریم چه کسانی تراستی هستند. آقای قالیباف اگر خبر دارید چرا آنها را دستگیر نمی‌کنید؟
*بنابراین در شرایط فعلی، اولین اقدام برای اصلاح وضعیت بنزین چه باید باشد؟
اولین مسئله این است که واقعیت‌های اقتصادی با مردم در میان گذاشته شود. اگر در تأمین، واردات یا عرضه محدودیتی وجود دارد، باید درباره آن شفاف صحبت کرد. مردم زمانی می‌توانند در اجرای یک سیاست اقتصادی همکاری کنند که بدانند مسئله چیست و چرا یک تصمیم گرفته شده است. در کنار آن، باید سازوکار نظارت تقویت شود تا مردم نیز وقتی با تخلف یا سوءاستفاده مواجه می‌شوند بتوانند آن را گزارش کنند و مطمئن باشند قانون اجرا خواهد شد.
از نگاه من، آگاهی عمومی می‌تواند بخشی از سازوکار نظارت اقتصادی باشد؛ اما این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که جامعه احساس کند سیاست‌گذار نیز با او صادق است. پس ابتدا باید با مردم صحبت کرد و مشکلات را با آنها در میان گذاشت. سپس به اجرای قوانین به شکل عادلانه اصرار ورزید. در نهایت برای سیاست‌گذاری بر اساس نفع مردم اقدام کرد.
*آقای خاقانی؛ در سال‌های گذشته، جلوگیری از اصلاح قیمت بنزین حتی به عنوان یک امتیاز سیاسی مطرح می‌شد. به طوری که در مناظره‌های ریاست جمهوری هر فرد که ادعای ثابت نگه‌داشتن قیمت بنزین را مطرح می‌کرد امتیاز بالاتری نزد عموم دریافت می‌کرد. این سیاست چه پیامدی برای اقتصاد انرژی کشور داشت؟
در دوره مجلس هفتم، زمانی که به‌عنوان کارشناس در کمیسیون انرژی حضور داشتم، پیشنهاد این بود که قیمت بنزین به‌تدریج افزایش پیدا کند و یارانه سوخت نیز به سمت بخش‌هایی مانند کشاورزی، حمل‌ونقل عمومی، بهداشت و آموزش هدایت شود. اما در آن مقطع، قیمت بنزین در سطح ۸۰ تومان تثبیت شد. پس از آن و با آغاز دولت نهم، همان ساختار به سمت افزایش قیمت و ایجاد بنزین چندنرخی رفت و قیمت بنزین افزایش یافت.
از نگاه من، همین رفت‌وبرگشت‌های سیاستی و ایجاد نظام چندنرخی، بخشی از آسیب‌هایی بود که به اقتصاد انرژی کشور وارد شد. سیاست‌گذاری در حوزه انرژی باید تدریجی، قابل پیش‌بینی و همراه با برنامه مشخص برای نحوه هزینه‌کرد منابع حاصل از اصلاح قیمت باشد.
*اگر اصلاح قیمت و ساختار‌های مرتبط با بازار سوخت همچنان به تعویق بیافتد، چه آینده‌ای برای این بخش متصور هستید؟
ادامه وضع موجود به معنای ادامه همان مشکلاتی است که امروز با آنها مواجه هستیم. وقتی قیمت به شکلی تعیین شود که قاچاق همچنان صرفه داشته باشد نظام توزیع چندلایه و قابل سوءاستفاده باقی بماند و منابع یارانه‌ای نیز به شکل هدفمند به بخش‌های مولد منتقل نشوند، فشار بر اقتصاد انرژی ادامه خواهد یافت.
تجربه گذشته نشان داد تثبیت مصنوعی قیمت برای مدت طولانی و سپس افزایش ناگهانی آن، راه‌حل مناسبی نیست. اصلاح باید تدریجی باشد و منابع حاصل از آن به بخش‌هایی مانند حمل‌ونقل عمومی، کشاورزی، آموزش و بهداشت منتقل شود؛ در غیر این صورت، فقط عدد قیمت تغییر خواهد کرد و مشکلات ساختاری باقی خواهند ماند.
اگر بخواهیم مسئله بنزین را در یک چارچوب کلی جمع‌بندی کنیم، مهم‌ترین چالش بنزین فقط مسئله قیمت نیست. قیمت، قاچاق، نحوه تخصیص یارانه، اعتماد عمومی و کیفیت نظارت به یکدیگر متصل هستند.
اگر قیمت اصلاح شود اما نظارت اصلاح نشود، امکان ایجاد رانت تازه وجود دارد. اگر سهمیه‌بندی انجام شود اما مردم علت آن را ندانند، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند. اگر درباره قاچاق صحبت شود، اما شبکه‌های متخلف شناسایی و لی با آنها برخورد نشود، انگیزه تخلف از بین نمی‌رود.
بنابراین حل مسئله بنزین، نیازمند یک اصلاح همزمان در قیمت‌گذاری، شیوه توزیع یارانه، نظارت بر شبکه عرضه، مقابله با قاچاق و نحوه ارتباط سیاست‌گذار با جامعه است. فقط در چنین چارچوبی می‌توان انتظار داشت اصلاح قیمت از یک تصمیم مقطعی به یک اصلاح پایدار در اقتصاد انرژی تبدیل شود. منبع: سردبیر پرس