اشتباهی که شب تاریخی حاجصفی را تلخ کرد؛ تیم ملی موزه رکوردها نیست!
سردبیر پرس: رکوردها همیشه برای فروریختن و شکسته شدن هستند اتفاقی که نام یک ستاره و یک ورزشکار را به تاریخ سنجاق می کند. با این وجود احسان حاج صفی شاید یکی از بدشانس ترین ستاره های ورزش باشد که رسیدنش به یک رکورد تاریخی با یک خاطره تلخ همراه شده. تلخی پررنگی که حلاوت […]
سردبیر پرس: رکوردها همیشه برای فروریختن و شکسته شدن هستند اتفاقی که نام یک ستاره و یک ورزشکار را به تاریخ سنجاق می کند. با این وجود احسان حاج صفی شاید یکی از بدشانس ترین ستاره های ورزش باشد که رسیدنش به یک رکورد تاریخی با یک خاطره تلخ همراه شده. تلخی پررنگی که حلاوت رکورد را تمام و کمال شست و از بین برد.
۱۴۹ بازی ملی عدد کمی نیست. احسان حاجصفی در آستانه ۳۷ سالگی به جایی رسیده که نامش در کنار باسابقهترین بازیکن تاریخ تیم ملی قرار گرفته، اما درست در همان شبی که میتوانست یکی از بزرگترین افتخارات دوران فوتبالش را جشن بگیرد، یکی از بدترین اشتباهات زندگی اش را مرتکب شد.
حاجصفی در دیدار برابر ازبکستان در ترکیب اصلی قرار گرفت تا با ثبت صدوچهلونهمین بازی ملی، به رکورد جواد نکونام برسد و مشترکاً در صدر فهرست باسابقهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران قرار بگیرد. حالا کافی است چند دقیقه دیگر هم پیراهن تیم ملی را بر تن کند تا از نکونام عبور کرده و بهتنهایی صاحب این رکورد شود. رکوردی که اگر روند فعلی ادامه داشته باشد، احتمالا در جام ملتهای آسیا هم برایش عددهای بیشتری به همراه خواهد داشت. اما یک پرسش ساده وجود دارد: هدف کادرفنی تیم ملی چیست؟ شکستن رکورد حاجصفی یا ساختن تیمی برای آینده؟
داستان حاجصفی با تیم ملی از پنجم خرداد ۱۳۸۷ آغاز شد، زمانی که در دیدار دوستانه مقابل زامبیا نخستین بازی ملی خود را انجام داد و حتی در پیروزی ۳ بر ۲ ایران، ۲ پاس گل داد. از آن شب بیش از ۱۸ سال گذشته و حاجصفی حالا در آستانه ثبت نام خود در صدر جدول باسابقهترین ملیپوشان تاریخ ایران قرار دارد. اما فوتبال فقط دفتر رکوردها نیست.
حاجصفی در بازی با ازبکستان یکی از ضعیفترین نمایشهای خود را با پیراهن تیم ملی ارائه کرد. نمایشی که اتفاقاً مستقیماً با گل نخست حریف گره خورد. در شرایطی که بازیکنان ایران در عقب زمین مشغول پاسکاری بودند و فشار ویژهای روی حاجصفی وجود نداشت، او میتوانست توپ را کنترل کند، بازی را آرامتر پیش ببرد و منتظر اضافه شدن همتیمیهایش بماند. اما یک پاس بلند و عجولانه، آن هم بدون توجیه فنی مشخص، توپ را تقدیم الدور شومورودوف کرد تا کاپیتان ازبکستان با یک کنترل و ضربه زمینی، دروازه ایران را باز کند.
این صحنه را باید چند بار دید، نه برای سرزنش یک بازیکن، بلکه برای پیدا کردن پاسخ یک پرسش مهم. آیا حاجصفی هنوز به تیم ملی کمک میکند یا تیم ملی دارد به رکورد حاجصفی کمک میکند؟ اگر قرار است بازیکنی در آستانه ۳۷ سالگی صرفاً به دلیل تعداد بازیهای ملی، سابقه و جایگاهش همچنان در ترکیب تیم ملی قرار بگیرد، تکلیف بازیکنان جوانتر چه میشود؟ اگر قرار است تجربه حاجصفی یک امتیاز برای تیم ملی باشد، این تجربه دقیقاً کجای زمین باید خودش را نشان دهد؟ در کنترل ریتم بازی، تصمیمگیری، رهبری تیم و کاهش اشتباهات یا در ثبت یک عدد دیگر در جدول رکوردها؟
هیچکس نمیتواند اهمیت ۱۴۹ بازی ملی را انکار کند. رسیدن به این عدد حاصل نزدیک به دو دهه حضور در سطح اول فوتبال ایران است و طبیعتاً شایسته احترام است. اما رکورد، پاداش گذشته است؛ ترکیب تیم ملی باید بر اساس نیاز امروز و فردای فوتبال ایران انتخاب شود. کادر فنی تیم ملی نمیتواند صرفاً با تکیه بر اینکه «حاجصفی باتجربه است» هر بار او را به اردو دعوت کند و بعد از رسیدن به رکورد، مسئولیت تصمیم خود را به پای تجربه و سابقه بنویسد. تجربه زمانی ارزشمند است که در زمین به کیفیت تبدیل شود، وگرنه یک عدد بزرگ در کارنامه، بهتنهایی نمیتواند مجوز حضور همیشگی در تیم ملی باشد.
از طرف دیگر، اگر امیر قلعهنویی واقعاً حاجصفی را همچنان یکی از مهرههای کلیدی تیمش میداند، باید پاسخ روشنی برای این پرسش داشته باشد: از کاپیتان ۳۷ ساله تیم ملی دقیقاً چه میخواهد؟ میخواهد او را در هر اردو دعوت کند تا رکوردش را چند بازی دیگر بالاتر ببرد؟ یا انتظار دارد حاجصفی در زمین همان بازیکن قابل اتکایی باشد که تیم ملی در مسابقات مهم به او نیاز دارد؟
اگر گزینه دوم پاسخ این پرسش است، نمایش برابر ازبکستان باید جدیتر از یک اشتباه فردی بررسی شود. چون مسئله فقط یک پاس اشتباه نیست، مسئله این است که آیا بازیکنی با این سن و این میزان تجربه، هنوز میتواند یکی از نقاط اتکای تیم ملی باشد یا نه.
تیم ملی جای موزه رکوردها نیست. پیراهن ایران قرار نیست ویترین تجلیل از گذشته باشد. هر بازیکنی، با هر تعداد بازی ملی و هر میزان افتخار، باید هر بار از نو ثابت کند که شایسته حضور در ترکیب است. حاجصفی حالا در آستانه شکستن رکورد نکونام قرار گرفته، اما شاید مهمتر از اینکه چند بازی ملی دیگر به کارنامهاش اضافه شود، این باشد که کادر فنی پاسخ دهد چند بازی دیگر قرار است به قیمت کنار گذاشتن فرصت جوانترها و تحمل نمایشهای کمرمق، صرفاً برای حفظ یک رکورد ادامه پیدا کند؟ رکورد حاجصفی تاریخی است، اما آینده تیم ملی نباید قربانی تاریخچه یک رکورد شود.
۲۵۳ ۲۵۸

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰