روزهایی که نمی‌توانستم سر تمرین بروم، گروهم به بیمارستان می‌آمدند و صحنه‌ها را توضیح می‌دادم/ روایت کوشک‌جلالی از روزهایی که بیماری‌ گریبانش را گرفت

به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، ماجرا از آخرین روزهای پاییز سال گذشته آغاز شد؛ علیرضا کوشک‌جلالی در سالن اصلی تئاتر شهر تهران نمایش «باد زرد ونگوگ» را که پیش‌تر نوشته بود، کارگردانی کرد و روی صحنه برد. با پایان نمایش «باد زرد ونگوگ»، کوشک‌جلالی برای تمرین نمایش جدیدش به آلمان رفت تا در شهر کلن، نمایش […]

به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، ماجرا از آخرین روزهای پاییز سال گذشته آغاز شد؛ علیرضا کوشک‌جلالی در سالن اصلی تئاتر شهر تهران نمایش «باد زرد ونگوگ» را که پیش‌تر نوشته بود، کارگردانی کرد و روی صحنه برد. با پایان نمایش «باد زرد ونگوگ»، کوشک‌جلالی برای تمرین نمایش جدیدش به آلمان رفت تا در شهر کلن، نمایش «یتیمان» اثر «دنیس کلی» را با گروه بازیگران آلمانی «آنسامبل جلالی» شروع کند؛ اما در همان روزها نشانه‌های بیماری‌ها آشکار شدند. 
در همان روزهایی که درد و بیماری سرطان به جان علیرضا افتاده و در بیمارستان است، اما کار تئاتر را ادامه می‌دهد، می‌گوید: «روزهایی که نمی‌توانستم سر تمرین بروم، گروه و دستیاران به بیمارستان می‌آمدند و صحنه‌ها و ایده‌های اصلی را توضیح می‌دادم.»
این نمایش در اول سپتامبر ۲۰۲۶ در آنسامبل جلالی با گروه آلمانی این مجموعه فرهنگی و هنری روی صحنه می‌رود.
جلالی درباره جوهر این نمایش می‌گوید: «بنیاد این نمایشنامه بر دو چیز است: «عادی‌سازی شر» و «گذار از انسانیت به بربریت.» او در توضیح این مفاهیم نمایشنامه ادامه می‌دهد: «چرا جهان متمدن امروز هنوز هم می‌تواند بستر فجایع بزرگ باشد؟ هانا آرنت پاسخ را در «عادی‌سازی شر» می‌دانست؛ فرآیندی که در آن جنایت، به دغدغه‌ای روزمره، اداری یا خانوادگی تبدیل و در نهایت حل می‌شود.»
او می‌گوید: «نمایشنامه «یتیمان» اثر «دنیس کلی» نخستین بار در سال ۲۰۰۹ در جشنواره ادینبرو به روی صحنه رفت و تحسین منتقدان را برانگیخت. دنیس کلی در این اثر، دست روی ریشه‌های پنهان خشونت و نژادپرستی در جامعه مدرن می‌گذارد. داستان با یک شام خانوادگی آرام شروع می‌شود، اما با ورود برادری خون‌آلود، به یک دادگاه اخلاقی پر از تعلیق تبدیل می‌شود. این نمایش آینه‌ای است در برابر غریزه بقا و به چالش کشیدن مفهوم «عدالت». از دیدگاه هانا آرنت، فرار از مسئولیت فردی تحت نام «خانواده» یا «جامعه»، آغازگر فاجعه است. در «یتیمان»، واژه «خانواده» به سپری برای فرار از وجدان تبدیل می‌شود.»
جلالی نمایشنامه را این‌گونه روایت می‌کند: «هلن و همسرش دنی، به عشق فرزند دومشان که به‌زودی به دنیا می‌آید، در یک شب رمانتیک در حال خوردن شام هستند که ناگهان برادر سابقه‌دار هلن، لیام، با سر و روی خونی وارد خانه‌شان می‌شود. لیام ادعا می‌کند که فقط در خیابان به پسری زخمی و خنجرخورده کمک کرده است. با تناقض‌گویی‌های لیام، لایه‌های تاریک یک جنایت وحشتناک برملا می‌شود. حالا این خانواده سه‌نفره باید تصمیمی حیاتی بگیرند: وفاداری به خون و خانواده، یا اجرای عدالت؟ «یتیمان» داستان هیولاهای عجیب‌وغریب نیست؛ داستان آدم‌های معمولی است که در موقعیت‌های غیرمعمولی قرار می‌گیرند. دنیس کلی با ظرافت نشان می‌دهد که چگونه ترس از دست دادن امنیت می‌تواند انسانی‌ترین اصول اخلاقی ما را قربانی کند. ما در این اجرا تلاش کرده‌ایم تا تماشاگر را نه فقط به‌عنوان یک ناظر، بلکه به‌عنوان قاضی چهارم به چالش بکشیم. وقتی مرز میان قربانی و جلاد محو می‌شود، شما چه انتخابی خواهید کرد؟»
برای خواندن متن کامل گفت‌وگو با علیرضا کوشک‌جلالی اینجا کلیک کنید. 
۲۴۲۲۴۲