رئیس بنیاد صادق تبریزی: نگاهمان فقط به «یک شب فروش» و رقم نهایی نباشد/اهمیت «حراج»ها؛ استمرار معاملات، ورود مجموعهداران تازه و افزایش شناخت عمومی
سودابه سوادکوهی: در شرایطی که تورم، نوسان ارزش پول و کاهش قدرت خرید، بسیاری از حوزههای اقتصادی و سرمایهگذاری را با دشواری مواجه کرده، بازار هنر نیز بیش از گذشته به سازوکارهایی برای حفظ گردش اقتصادی و استمرار معاملات نیاز دارد. در چنین فضایی، برگزاری حراجهایی مانند «تهران» و «باران» را نمیتوان صرفاً رویدادهایی برای خریدوفروش […]
سودابه سوادکوهی: در شرایطی که تورم، نوسان ارزش پول و کاهش قدرت خرید، بسیاری از حوزههای اقتصادی و سرمایهگذاری را با دشواری مواجه کرده، بازار هنر نیز بیش از گذشته به سازوکارهایی برای حفظ گردش اقتصادی و استمرار معاملات نیاز دارد. در چنین فضایی، برگزاری حراجهایی مانند «تهران» و «باران» را نمیتوان صرفاً رویدادهایی برای خریدوفروش آثار گرانقیمت دانست؛ این رویدادها بخشی از زیرساخت اقتصادی هنر هستند که میتوانند به شکلگیری مرجع قیمتگذاری، ایجاد ارتباط میان مجموعهداران و معرفی دوباره ظرفیتهای هنری کشور کمک کنند.
مهرداد فلاح، نقاش و رئیس بنیاد زندهیاد صادق تبریزی با اشاره به شرایط کنونی اقتصاد هنر، معتقد است اهمیت حراجها در مقطع فعلی فراتر از مجموع فروش آنهاست و باید نقش این رویدادها را در ایجاد استمرار، اعتماد و افق سرمایهگذاری در بازار هنر بررسی کرد.
او درباره تأثیر شرایط اقتصادی بر بازار هنر گفت: «وقتی اقتصاد عمومی با بیثباتی مواجه است، طبیعتاً تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری نیز دشوارتر میشود. هنر در چنین شرایطی موقعیت خاصی دارد؛ از یک طرف با کالایی روبهرو هستیم که ارزش آن فقط اقتصادی نیست و ابعاد فرهنگی، تاریخی و زیباییشناختی دارد و از طرف دیگر، آثار هنری در بازار خریدوفروش میشوند و از شرایط عمومی اقتصاد تأثیر میپذیرند. بنابراین نمیتوان انتظار داشت بازار هنر مستقل از تحولات اقتصادی کشور حرکت کند.»
فلاح افزود: «در شرایط تورمی، برخی مجموعهداران ممکن است به آثار هنری به چشم داراییهایی با ارزش بلندمدت نگاه کنند، اما این موضوع به معنای آن نیست که هر اثری الزاماً سرمایهگذاری مطمئنی است. شناخت هنرمند، دوره خلق اثر، کیفیت اجرایی، اصالت، پیشینه مالکیت و وضعیت نگهداری، همگی در ارزشگذاری اهمیت دارند. به نظرم یکی از ضرورتهای امروز بازار هنر این است که نگاه سرمایهای به هنر با شناخت تخصصی همراه شود.»
این هنرمند با اشاره به نقش حراجها در چنین شرایطی اظهار کرد: «حراجها امکان میدهند بخشی از معاملات که پیشتر در فضاهای خصوصی و محدود انجام میشد، در معرض مشاهده و ارزیابی عمومی قرار گیرد. اعلام برآوردها، رقابت خریداران و انتشار نتایج معاملات، اطلاعاتی ایجاد میکند که برای فعالان بازار اهمیت دارد. البته قیمت یک اثر در حراج، قیمت همان اثر در همان شرایط مشخص است و نباید آن را بدون توجه به ویژگیهای اثر به تمام آثار یک هنرمند تعمیم داد.»
او ادامه داد: «نکته مهم این است که بازار هنر به یک نقطه اتکای قابل پیشبینی نیاز دارد. هنرمند، گالریدار و مجموعهدار باید بتوانند برای فعالیت خود برنامهریزی کنند. اگر حراجها به شکل منظم برگزار شوند، بهتدریج امکان شکلگیری یک حافظه معاملاتی فراهم میشود؛ یعنی بازار فقط با قیمتهای مقطعی مواجه نیست، بلکه میتواند روندها را دنبال کند، آثار را با یکدیگر مقایسه کند و درباره موقعیت اقتصادی آنها شناخت دقیقتری به دست آورد.»
حراج تهران و باران؛ دو بستر برای توسعه شناخت بازار
فلاح با اشاره به جایگاه حراج تهران و حراج باران در اقتصاد هنر ایران گفت: «اهمیت این دو رویداد را باید با توجه به ماهیت و حوزه فعالیت آنها بررسی کرد. هر حراجی که بتواند مجموعهای از آثار واجد اهمیت هنری و تاریخی را گردآوری کند، امکان تازهای برای شناخت ظرفیتهای بازار فراهم میآورد. حضور آثار مدرن و معاصر در کنار آثار تاریخی و هنرهای سنتی نیز میتواند به مخاطب نشان دهد که اقتصاد هنر ایران محدود به یک دوره یا یک زبان تصویری نیست.»
او افزود: «به نظرم یکی از اتفاقات قابل توجه در حراجهای اخیر، امکان مواجهه همزمان با گونههای مختلف میراث هنری ایران است. گاهی یک اثر تاریخی در کنار یک نقاشی معاصر قرار میگیرد و این همنشینی، پرسشهایی درباره تداوم سنتهای تصویری، تحول زیباییشناسی و نسبت هنر امروز با گذشته ایجاد میکند. این ظرفیت را نباید صرفاً به فروش آثار تقلیل داد؛ حراج میتواند در کنار کارکرد اقتصادی، به بستری برای بازشناسی تاریخ هنر نیز تبدیل شود.»
رئیس بنیاد صادق تبریزی با تأکید بر اهمیت استمرار این رویدادها گفت: «در اقتصادی که با نوسان و عدم قطعیت مواجه است، استمرار فعالیتهای حرفهای اهمیت زیادی دارد. بازار نمیتواند با چند رویداد پراکنده شکل بگیرد. حراجها زمانی اثرگذاری بیشتری خواهند داشت که در کنار فعالیت گالریها، نمایشگاهها، موزهها و نهادهای پژوهشی، یک چرخه نسبتاً منظم ایجاد کنند. در این صورت، آثار هنری نهفقط هنگام عرضه در حراج، بلکه در طول زمان موضوع مطالعه، نمایش و معامله قرار میگیرند.»
او درباره ضرورت گسترش جامعه خریداران نیز اظهار کرد: «بازار هنر برای توسعه به مجموعهداران بزرگ محدود نمیماند. ورود خریداران تازه، بهویژه نسل جوانتر، میتواند به پویایی این بازار کمک کند. البته این اتفاق نیازمند آموزش و اطلاعرسانی است. افراد باید امکان شناخت دورههای هنری، شیوههای ارزیابی آثار و تفاوت میان قیمت پیشنهادی و ارزش تاریخی و هنری را داشته باشند. هرچه دانش عمومی درباره هنر بیشتر شود، زمینه مشارکت گستردهتر در اقتصاد آن نیز فراهم خواهد شد.»
وقتی اثر هنری از نام هنرمند فراتر میرود
فلاح در بخش دیگری از گفتوگو، درباره اهمیت توجه به ویژگیهای مستقل آثار در معاملات حراجی گفت: «یکی از موضوعاتی که در بازار هنر باید جدی گرفته شود، فاصله گرفتن از ارزیابی صرفاً مبتنی بر نام هنرمند است. نام هنرمند اهمیت دارد، اما برای شناخت یک اثر کافی نیست. دو نقاشی از یک هنرمند ممکن است از نظر دوره خلق، کیفیت ترکیببندی، تکنیک، اندازه و جایگاه در سیر تحول هنری او تفاوتهای زیادی داشته باشند.»
او افزود: «مجموعهداری حرفهای زمانی شکل میگیرد که خریدار بتواند درباره خود اثر تصمیم بگیرد، نه اینکه صرفاً به شهرت نامی که در کنار آن درج شده اتکا کند. این موضوع بهویژه در شرایط اقتصادی فعلی اهمیت دارد؛ زیرا سرمایهگذاری آگاهانه نیازمند اطلاعات دقیق است. از سوی دیگر، هرچه اطلاعات کارشناسی و مستندات آثار کاملتر باشد، امکان شکلگیری اعتماد در معاملات نیز افزایش مییابد.»
از معاملات تهران تا فروش آثار صادق تبریزی در باران
رئیس بنیاد زندهیاد صادق تبریزی در ادامه با اشاره به معاملات اخیر آثار این هنرمند گفت: «در بیستوششمین حراج تهران، دو اثر از صادق تبریزی به ترتیب به قیمتهای ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان و ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان فروخته شدند. در پنجمین حراج تخصصی باران نیز دو اثر دیگر از او با قیمتهای ۱۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان و ۱۲ میلیارد تومان به فروش رسیدند. مجموع معاملات چهار اثر در این دو رویداد به ۴۹ میلیارد و ۹۵۰ میلیون تومان میرسد.»
او افزود: «این معاملات از منظر استمرار توجه مجموعهداران به آثار تبریزی قابل بررسی است، اما برای تحلیل دقیقتر باید به مشخصات هر اثر نیز توجه کرد. قیمت نهایی یک اثر حاصل مجموعهای از عوامل است و نمیتوان تنها بر مبنای رقم فروش، درباره کل کارنامه یک هنرمند قضاوت کرد.»
فلاح درباره نقاشی اسبهای تبریزی که در حراج باران به قیمت ۱۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان فروخته شد، توضیح داد: «این اثر رنگروغن روی بوم و در ابعاد ۱۵۰ در ۷۰ سانتیمتر است. اسب در جهان تصویری تبریزی صرفاً یک موضوع برای نمایش حرکت یا طبیعت نیست؛ این عنصر با حافظه اسطورهای و تاریخی ایران ارتباط دارد. نکته مهم در این نقاشی، نحوه تبدیل یک نشانه آشنا به ساختاری مستقل در زبان نقاشی است. حرکت خطوط، رابطه میان پیکرهها و سطح بوم و حضور عناصر تزئینی، تصویری ایجاد میکنند که از بازنمایی متعارف موضوع فراتر میرود.»
او درباره اثر دیگر که به مجموعه «سوارها یا عشاق» تعلق دارد، گفت: «در این مجموعه نیز با نوعی سازماندهی نشانهها مواجه هستیم. پیکره انسانی، عناصر تزئینی و ارجاعات فرهنگی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و ساختاری میسازند که شناخت آن بدون توجه به اسطوره و حافظه تصویری ایران کامل نمیشود. به همین دلیل، برای ارزیابی آثار تبریزی باید مجموعهها و دورههای مختلف فعالیت او را در ارتباط با یکدیگر مطالعه کرد.»
مهرداد فلاح
اقتصاد هنر به حافظه و دانش نیاز دارد
فلاح در پاسخ به این پرسش که چه عواملی میتواند به پایداری بازار هنر ایران کمک کند، گفت: «به نظرم باید میان گردش سرمایه و گردش دانش ارتباط برقرار کنیم. ممکن است یک اثر در یک حراج با قیمت قابل توجهی فروخته شود، اما اگر اطلاعات مربوط به آن ثبت و منتشر نشود، بخشی از ارزش تاریخی و پژوهشی آن همچنان ناشناخته میماند. مستندسازی آثار، تدوین تاریخچه مجموعهها، ثبت نمایشگاهها و انتشار پژوهشهای تخصصی، در بلندمدت به اعتبار اقتصادی آثار نیز کمک میکند.»
او ادامه داد: «بنیادها و مجموعههای مرتبط با میراث هنرمندان نیز میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند. درباره صادق تبریزی، برای مثال، شناخت دورههای مختلف فعالیت، مجموعههای تصویری و تحول زبان هنری او اهمیت دارد. بازار زمانی میتواند به شکل دقیقتری با آثار یک هنرمند مواجه شود که اطلاعات معتبر درباره آن آثار در دسترس باشد. پژوهش و اقتصاد در اینجا دو مسیر جداگانه نیستند.»
رئیس بنیاد صادق تبریزی در پایان تأکید کرد: «من برگزاری حراجهای تهران و باران و بازگشت آنها به جریان فعالیتهای هنری را اتفاقی مثبت میدانم. اما فکر میکنم باید افق نگاه خود را از یک شب فروش و رقم نهایی آن فراتر ببریم. آنچه اهمیت دارد، این است که آیا این رویدادها میتوانند به استمرار معاملات، ورود مجموعهداران تازه، افزایش شناخت عمومی و حفظ ارتباط میان نسلهای مختلف هنر ایران کمک کنند؟ بازار هنر فقط با سرمایه زنده نمیماند؛ به اعتماد، دانش، حافظه تاریخی و چشمانداز بلندمدت نیز نیاز دارد.»
پنجمین حراج تخصصی هنرهای ایرانی و اسلامی باران شامگاه هشتم آبانماه در مرکز همایشهای بینالمللی رایزن تهران برگزار شد. در این دوره ۶۹ اثر از ۵۳ هنرمند در کنار مجموعهای از آثار تاریخی و تمدنی عرضه شد که ۵۹ اثر با مجموع فروش ۳۶۹ میلیارد و ۶۰ میلیون تومان به خریداران رسیدند. در این دوره، اثر سوخت چرم میرزا آقا امامی با قیمت ۷۹ میلیارد تومان و تابلوی «دیدار شاهانه پادشاه صفوی با پادشاه هندی» اثر محمدعلی ابن آقانجف نقاشباشی با ۵۷ میلیارد تومان از معاملات شاخص بودند. بیستوششمین حراج تهران نیز در مهرماه امسال برگزار شد و مجموع فروش آن به یکهزار و ۱۹۶ میلیارد و ۹۱۰ میلیون تومان رسید.
۲۴۲۲۴۴

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰