جدال نقد و تخریب

تحسین و توهین، داوری زمان و نبرد پنهان نور و تاریکی

چرا تحسین را حق مسلم خود می‌دانیم اما در برابر انتقاد، حتی اگر درست باشد، برمی‌آشوبیم؟ این پرسشی است که پای ما را به میدان جدال همیشگی نور و ظلمت در درون انسان می‌کشاند؛ جدالی که در آن، برخی به جای اصلاح خویش، آینه را می‌شکنند و برخی دیگر داوری را به زمان می‌سپارند، چرا که باور دارند آنچه ماندگار می‌ماند، نه هیاهوی تحسین است و نه تلخی توهین، بلکه صداقت نیت و درستی عمل است.

 

در پهنه‌ی زندگی، انسان همواره با صداهای گوناگونی روبه‌روست، صداهایی که می‌ سازند و صداهایی که می‌ شکنند. آنان که به جای نقد آگاهانه، دست به تخریب، توهین و اهانت می‌ زنند، نه از سر دانایی که از تاریکی درون خویش سخن میگویند. گویی نیروهایی اهریمنی مأمور آشفتن، تفرقه‌ افکنی و مکدر ساختن مسیر رشد دیگران شده‌اند. این نیروها همیشه بوده‌اند و خواهند بود و بخشی از جدال همیشگی نور و ظلمت در عالم انسانیت هستند.

اما پرسشی بنیادین در این میان پدید می‌آید: چرا وقتی از ما تعریف و تمجید می‌کنند، خوشحال می‌ شویم و آن را حق طبیعی خود میدانیم، ولی در برابر انتقاد حتی اگر درست باشد واکنشی سخت، دفاعی یا خشم‌ آلود نشان میدهیم؟ پاسخ را باید در نفس انسان جست وجو کرد.
نفس آدمی، ستایش را شایستەی خود میداند اما انتقاد را تهدید! تعریف، تصویری است که دوست داریم از خود ببینیم، اما انتقاد آینه‌ای است که ترکها را نشان می‌دهد و دیدن ترکها شجاعت میخواهد. بسیاری ترجیح میدهند  بە جای اصلاح خود آینه را بشکنند.

با این حال، حقیقت فراتر از قضاوتهای مردم جاری است. روزگار میگذرد و زمان بهترین قاضی و داور است. نه تعریفهای بی‌ پایه کسی را جاودانه میکند و نه توهینهای ناعادلانه انسانی را نابود میسازد. زمان، نیتها را عیان میسازد و خداوند به هر کس به اندازه دل و نیتش، عزت یا ذلت عطا میکند.

آنان که با دل پاک حرکت میکنند، حتی اگر زخمی شوند، در نهایت سرافراز می‌ مانند، و آنان که با نیت تیره میتازند، هرچند پرهیاهو، سرانجام در سکوت زمان گم میشوند.

از همین رو، خرد آن است که اسیر حاشیه‌ها نشویم. درگیری‌ های لفظی، کینه‌ها و جدالهای فرساینده، فقط توان ما را تحلیل میبرد و ما را از مسیر اصلی دور میکند. ما قرار نیست علیه هم بجنگیم، قرار است در کنار هم راه برویم. هر کس مسئول رشد خویش است و هیچکس با تخریب دیگری بزرگ نمیشود.

اگر بیاموزیم که نقد را با عقل بشنویم، توهین را نادیده بگیریم، و دل به داوری زمان بسپاریم، مسیرمان روشنتر خواهد شد. در کنار هم، با صبر، آگاهی و مهربانی، میتوانیم راهمان را پیش ببریم و عاقبت‌ به‌ خیر شویم، چرا که نهایتاً آنچه میماند، نه صدای اهانت است و نه کف زدن و تحسین، بلکه ردپای نیت پاک و عمل درست انسان در گذر روزگار است که ماندگار میماند و توشه ی فردایش میشود.
فراموش نکنیم ۵۰ سال دیگر از خیلی از ما هیچ چیزی باقی نمیماند!