یادداشتی از امید استادنوروزی

سنندج را با فرهنگش میشناسیم، نه با یک فاجعه تلخ

خبر تلخ آزار و اذیت دو کودک توسط پدر و نامادری‌ شان در سنندج، قلب هر انسان آزاده‌ ای را به درد می‌ آورد. آنچه بر این دو دختر معصوم گذشته، جنایتی علیه کودکی، انسانیت و وجدان جمعی است و بی‌ تردید باید با حساسیت کامل قضایی، اجتماعی و حمایتی مورد رسیدگی قرار گیرد.

خبر تلخ آزار و اذیت دو کودک توسط پدر و نامادری‌ شان در سنندج، قلب هر انسان آزاده‌ ای را به درد می‌ آورد. آنچه بر این دو دختر معصوم گذشته، جنایتی علیه کودکی، انسانیت و وجدان جمعی است و بی‌ تردید باید با حساسیت کامل قضایی، اجتماعی و حمایتی مورد رسیدگی قرار گیرد.

اما در کنار محکومیت قاطع این رفتار هولناک، باید مراقب باشیم که یک جرم فردی را به یک شهر، یک قوم و ملت یا یک فرهنگ نسبت ندهیم. چنین رخدادهایی، متأسفانه در نقاط مختلف جهان و در میان همه اقوام، زبانها و جوامع رخ میدهد و نباید به ابزاری برای قضاوت درباره هویت فرهنگی یک ملت یا یک منطقه تبدیل شود.

سنندج، شهر کتاب، شعر، عرفان، موسیقی و هنر است، شهری که نامش با دف، سماع، فرهنگ، مدارا و انساندوستی گره خورده است. شهری که به عنوان پایتخت کتاب ایران شناخته شده و سالهاست صدای دفهایش پیام‌ آور صلح، معنویت و همدلی است. این دیار، زادگاه و پرورش‌ دهنده شاعران، نویسندگان، هنرمندان، موسیقیدانان، اندیشمندان و فرهیختگانی بوده که سرمایه‌ های فرهنگی ایران به شمار میروند.

سنندج را باید با نام بزرگانی شناخت که عمر خود را صرف اعتلای فرهنگ و هنر کردند، با صدای دفنوازان و موسیقیدانانش، با شاعران و نویسندگانش، با آموزگاران و فرهیختگانش و با مردمانی که در سختترین شرایط نیز به یاری یکدیگر شتافته‌اند.

هنوز زمان زیادی از آن روزهای تلخ و در عین حال پرافتخار نمیگذرد که چهار جوان فداکار سنندجی برای نجات طبیعت و خاموش کردن آتش در آبیدر جان خود را در کف اخلاص گذاشتند و در شعله‌ ها سوختند تا درختان و زیست‌ بوم شهرشان زنده بماند. آنان نماد مسئولیت‌ پذیری، ایثار و عشق به سرزمین بودند. سال گذشته، نام سنندج در افکار عمومی ایران با همین فداکاری‌ ها، همبستگی‌ ها و جلوه‌ های زیبای انسانیت برجسته شد، سزاوار نیست که امروز این شهر و مردمش با خطای نابخشودنی یک فرد شناخته شوند که اصالتا” از جنس این مردم نیست.

اتفاقاً واکنش امروز جامعه سنندج و کردستان، بهترین گواه بر اصالت فرهنگ این دیار است. اعلام حمایت استاندار، دستگاههای مسئول، نهادهای اجتماعی، فعالان مدنی و فرهنگی و همچنین اعلام آمادگی گسترده برای کمک به این دو کودک و موارد مشابه، تجلی همان فرهنگ ریشه‌ دار کوردی است، فرهنگی که همواره بر حمایت از مظلوم، حرمت خانواده، پاسداشت کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی تأکید داشته است.

آنچه باید مورد قضاوت قرار گیرد، رفتار پدری است که از رسالت انسانی و الهی خود فاصله گرفته و به جای پناه بودن، عامل رنج و آسیب شده است، نه فرهنگی که قرنها بر پایه مهر، جوانمردی، همزیستی و کرامت بنا شده است.

امروز وظیفه همه ماست که در کنار مطالبه اجرای عدالت، از قربانیان حمایت کنیم، برای پیشگیری از تکرار چنین فجایعی بکوشیم و اجازه ندهیم یک جنایت فردی، چهره مردمی را مخدوش کند که تاریخ و فرهنگشان سرشار از انسانیت، هنر، شعر، موسیقی، عرفان و عشق به زندگی است.

سنندج را باید با کتاب، دف، آبیدر، شعر، هنر، فداکاران محیط زیست و فرهنگش به یاد آورد، نه با خطای تلخ فردی که هیچ نسبتی با روح بلند این شهر و مردمانش ندارد.