مهدی زارعی چمه؛ طلایه‌دار مطالبه‌گری و توسعه در مناطق محروم کرمانشاه

میدانِ جنگ در جبهه است، نه در خیابان؛ خطاب به آقایان جلیلی، ثابتی، رسایی و دیگر تندروهای جنگ‌طلب

جنگ در میدان است، اما تندروها در خیابان فریاد جنگ سر می‌دهند.» همکارن روزنامه جمهوری اسلامی این جمله را در واکنش به کسانی نوشت که از پشت تریبون‌های امن، مردم را به کام مرگ می‌فرستند. این یادداشت، خطاب به آن دسته از چهره‌های سیاسی است که با شعارهای تندروانه، کشور را به سمت نابودی زیرساخت‌ها و انزوای بین‌المللی سوق می‌دهند.

الف) چه کسانی مسئول نابودی زیرساخت‌های کشور هستند؟

فرقه ضاله پایداری که سعید جلیلی سردمدار آن است، از بانیان و عاملان اصلی بدبختی مردم ایران معرفی شده‌اند. این جریان، با سیاست‌های افراطی خود، عملاً زمینه‌ساز تشدید تحریم‌ها، فرار سرمایه‌ها و تخریب تدریجی زیرساخت‌های حیاتی کشور شده است.

امیرحسین ثابتی، نماینده تندروی مجلس، در یادداشتی مدعی شد که آتش‌بس میان جمهوری اسلامی و اسرائیل به معنای پایان جنگ نیست. او همچنین با صراحت اعلام کرده که «وقوع مجدد جنگ نظامی قطعی است» حتی اگر آمریکا تمام شرایط را بپذیرد. ثابتی در صحن علنی مجلس پیشنهاد حمله پیش‌دستانه به اسرائیل و پایگاه‌های نظامی آمریکا را مطرح کرده است. هزینه این شعارها را چه کسی باید بپردازد؟

حمید رسایی، وثابتی .نمایندگان تهران وغیره، از تدوین طرحی برای مشروط کردن مذاکرات هسته‌ای خبر داده است. او از جمله نمایندگان شاخص منتقد سیاست‌های دولت است.

این افراد و همفکرانشان، با شعارهای تندروانه، درست در لحظاتی که راهکار دیپلماتیک در حال به نتیجه رسیدن بود، تریبون‌های میدان و خیابان را به دست گرفتند و با توهین به مذاکره‌کنندگان، باعث اخلال در مسیر پایان جنگ و همچنین از بین بردن وحدت حداکثری مردم شدند.

ب) چرا این افراد خود را به جبهه نمی‌فرستندوبه جنوب اعزام نمیشوندکنارسربازان مظوم این گوواین میدان ؟

اینجا تناقض بزرگ نمایان می‌شود. روزنامه اطلاع‌لات در گزارشی با تیتر «تندروها شعار جنگ می‌دهند اما خودشان حاضر نیستند تا لبنان بروند!» به این سوال اساسی پاسخ داده است.

جنگ در لبنان و فلسطین جریان دارد، اما این جماعت در ایران می‌گویند هرکس نمی‌خواهد بجنگد جمع کند و برود! پای این جماعت به جنگ با دشمن باز نمی‌شود، اما تا دل دشمن بخواهد، به نفع او با خودی‌ها می‌جنگند.

پرسش حقوقی و اخلاقی این است: اگر میدان نبرد با دشمن در جبهه‌ها جریان دارد، چرا این افراد خود راه لبنان و فلسطین را در پیش نمی‌گیرند و صداقت گفتارشان را با رفتار امضا نمی‌کنند؟

برای این‌ها، متأسفانه قصه میدان و خیابان، ادامه بازی‌های جناحی است. کارشان هم هزینه تراشیدن برای کشور است و سبک کردن هزینه جنگ با کشور برای دشمن.

ج) نتیجه‌گیری؛ بس است!

یکم: تندروها و جنگ‌طلبان باید مسئولیت جنگ را بپذیرند. این شعارها هزینه‌هایی دارد که ملت ایران پرداخت می‌کند.

دوم: اگر جنگ را راه حل می‌دانند، خودشان پیشتاز میدان شوند. کسی که تریبون دارد، هرچه بخواهد می‌گوید، حتی گزاره‌های صد در صد نادرست را. اما وقتی نوبت به حضور در میدان نبرد می‌رسد، هیچ‌کس را نمی‌توان پای کارشان دید.

تاریخ از کسانی که با رفتارهای عوام‌فریبانه، کشور را به قهقرا بردند، به عنوان «مسببان نابودی» یاد خواهد کرد. حالا وقت آن است که بگوییم: به اندازه کافی ویران شد؛ بس است!