اعترافات قاتل در دادگاه: نمی خواستم پیرزن را بکشم؛ قصدم فقط سرقت بود اما از بس جیغ زد مجبور به قتل شدم

به گزارش سردبیر پرس روزنامه ایران نوشت: با حضور مأموران اورژانس، زن سالمند به بیمارستان منتقل شد اما ۵ روز بعد به علت خونریزی شدید و کاهش سطح هوشیاری تسلیم مرگ شد. در ادامه کارآگاهان تحقیقات خود را برای شناسایی عامل قتل و سرقت آغاز کردند و در بازبینی دوربین‌های مداربسته و اظهارات شاهدان و […]

به گزارش سردبیر پرس روزنامه ایران نوشت: با حضور مأموران اورژانس، زن سالمند به بیمارستان منتقل شد اما ۵ روز بعد به علت خونریزی شدید و کاهش سطح هوشیاری تسلیم مرگ شد.
در ادامه کارآگاهان تحقیقات خود را برای شناسایی عامل قتل و سرقت آغاز کردند و در بازبینی دوربین‌های مداربسته و اظهارات شاهدان و بررسی آنتن تلفن همراه سرنخ‌هایی به دست آوردند که منجر به شناسایی و دستگیری پسر جوانی به نام شایان شد. شایان که از بستگان دور مقتول بود در ابتدا منکر قتل و سرقت شد اما وقتی در برابر مستندات قرار گرفت لب به اعتراف گشود. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.   در دادگاه چه گذشت؟ در ابتدای جلسه ۷ دختر و پسر مقتول برای متهم درخواست قصاص کردند. یکی از پسرهای قربانی به قضات گفت: «ما خیلی به شایان کمک و محبت می‌کردیم اما او با قتل مادرمان دستمزد ما را داد به همین خاطر گذشت نمی‌کنیم.» پس از آن پسر دیگر مقتول به قضات گفت: «روز حادثه تکه‌ای از یک شیشه خاص را در خانه مادرم پیدا کردم و وقتی عکس آن را به هوش مصنوعی دادم متوجه شدم شیشه مربوط به پروژکتور عکاسی است و از آنجا که شایان هم عکاس بود موضوع را به پلیس گفتم.» یکی از دخترهای مقتول هم گفت: «صبح روز حادثه وقتی با مادرم از خرید برگشتیم شایان را سرکوچه دیدم و با او احوالپرسی هم کردم بعد مادرم را رساندم و رفتم. بعد از اینکه شایان دستگیر شد فهمیدم او آن روز کشیک مادرم را می‌کشیده، ما به هیچ عنوان حاضر به گذشت نیستیم و حاضریم تفاضل دیه را هم پرداخت کنیم.» در ادامه متهم به جایگاه رفت و گفت: «من مباشرت در قتل عمد را قبول ندارم چون قصدم قتل نبود. می‌خواستم از او سرقت کنم در واقع ۶ ماهی می‌شد که وسوسه سرقت به جانم افتاده بود البته نیاز مالی نداشتم، نمی‌دانم چرا این حس به من دست داده بود. روز حادثه ماسک زده بودم و چهره‌ام معلوم نبود. قربانی وقتی من را دید شروع به جیغ و داد کرد و من برای اینکه ساکتش کنم با چوبی که کنار در بود ضربه‌ای به صورتش زدم، اما او بازهم جیغ می‌زد تا اینکه دو ضربه دیگر زدم که روی زمین افتاد بعد هم چند تکه طلای او را برداشتم و از خانه خارج شدم.» قاضی گفت: «ماجرای شیشه پروژکتور چه بوده است؟» متهم پاسخ داد: «من عکاس هستم و آن روز هم می‌خواستم بعد از اجرای نقشه‌ام سر کارم بروم و از پروژه‌ای عکاسی کنم. البته شیشه پروژکتورم نشکسته و نمی‌دانم چطور تکه‌ای از شیشه آن در خانه قربانی پیدا شده بود. حالا هم پشیمان هستم و شرمنده اولیای‌دم.» با پایان اظهارات متهم، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

۱۷۳۰۲