وقتی پالایشگاه تهران، «نه» به خاموشی گفت

به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «سردبیر پرس»؛ برخلافِ پالایشگاه‌هایِ ساحلی و استراتژیکِ جنوب که هدفِ مستقیمِ حملاتِ هواییِ دشمن بودند، پالایشگاه تهران به دلیلِ موقعیتِ جغرافیایی در نزدیکیِ مرکز سیاسی و جمعیتی کشور، از نوعی «امنیتِ نسبی» برخوردار بود. با این حال، این امنیت به معنایِ نبودِ بحران نبود؛ چرا که این واحد، […]

به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «سردبیر پرس»؛ برخلافِ پالایشگاه‌هایِ ساحلی و استراتژیکِ جنوب که هدفِ مستقیمِ حملاتِ هواییِ دشمن بودند، پالایشگاه تهران به دلیلِ موقعیتِ جغرافیایی در نزدیکیِ مرکز سیاسی و جمعیتی کشور، از نوعی «امنیتِ نسبی» برخوردار بود.
با این حال، این امنیت به معنایِ نبودِ بحران نبود؛ چرا که این واحد، تأمین‌کننده‌ی اصلیِ سوختِ خودرو‌ها و صنایعِ خردِ پایتخت بود و هرگونه وقفه در آن، می‌تواند شهر را با بحرانِ ترافیکی و اقتصادیِ بی‌سابقه‌ای رو‌به‌رو کند.. این گزارشِ میدانی، از میانِ اسنادِ برجامانده و روایت‌هایِ دست‌اول، بررسی می‌کند که چگونه «فرهنگِ تاب‌آوریِ سازمانی» در آن دوران، پالایشگاه را از یک واحدِ صنعتی به یک دژِ حیاتی تبدیل کرد.»
تداوم تولید؛ میانِ ضرورت و تهدید
در حالی که بسیاری از صنایع در نخستین روزهایِ جنگ دچارِ شوکِ ناشی از خروجِ کارشناسان و قطعِ زنجیره تأمین قطعات شدند، پالایشگاه تهران تلاش کرد تا با تکیه بر ظرفیت‌هایِ داخلی، چرخه را حفظ کند. اما پرسش اصلی این بود: آیا تولید متوقف شد؟
مسعود رضایی، کارشناسِ تحلیلِ اقتصادِ انرژی، در گفت‌و‌گو با «سردبیر پرس»، می‌گوید: «پالایشگاه تهران در دورانِ جنگ ۴۰روزه رمضان، برخلافِ تصورِ عمومی، فعالیتِ خود را به طور کامل متوقف نکرد، اما با «کاهشِ نرخِ عملیاتی» رو‌به‌رو شد. یعنی تولید ادامه داشت، اما نه با توانِ حداکثری. دلیلِ این امر، نه لزوماً حملاتِ مستقیم، بلکه کمبودِ موادِ اولیه و دشواری در انتقالِ سوخت‌هایِ نیمه‌آماده در مسیرهایِ ناامنِ کشور بود.»
وی افزود: «در واقع، پالایشگاه تهران در آن دوران، از حالتِ «تولیدِ انبوه» به حالتِ «تولیدِ اضطراری» تغییر وضعیت داد. هدف، تأمینِ نیازهایِ حیاتیِ شهر بود تا از هرگونه آشوبِ ناشی از کمبودِ سوخت در پایتخت جلوگیری شود.»
چالشِ نیروی انسانی و مدیریتِ بحران
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایِ این واحد، مدیریتِ کارکنان در شرایطی بود که صدای آژیرهایِ خطر در کلِ شهر شنیده می‌شد.
فرزاد هاشمی، از مدیرانِ عملیاتیِ آن دوران، در گفتگو با «سردبیر پرس» با یادآوریِ آن روز‌ها می‌گوید: «ما با یک چالشِ روانیِ سنگین رو‌به‌رو بودیم. کارکنانِ ما هم همکارِ ما بودند و هم شهروندِ تهران؛ یعنی وقتی بمب‌ها در شهر می‌ترکیدند، خانواده‌هایِ آنها هم در خطر بودند. اما ما یاد گرفتیم که چطور «انضباطِ عملیاتی» را در میانِ آشفتگیِ شهری حفظ کنیم.»
او با اشاره به استراتژیِ آن زمان افزود: «برای جلوگیری از توقفِ ناگهانی، سیستم‌هایِ شیفت‌کاری را بازطراحی کردیم. ما باید تضمین می‌کردیم که حتی در بدترین شرایطِ امنیتی، همیشه تعدادی از مهندسان و تکنسین‌ها در ایستگاه‌هایِ حساس حضور داشته باشند. این یعنی مدیریتِ تولید در شرایطِ عدمِ قطعیت.»
میراثِ آن دوران: درس‌هایی برایِ تاب‌آوری
تجربه پالایشگاه تهران در آن سال‌ها، نشان داد که پایداریِ یک شهر به پایداریِ زیرساخت‌هایِ انرژیِ آن گره خورده است. اگرچه این واحد نتوانست به اندازه سال‌هایِ پیش از جنگ، رشد کند، اما «توقف نکردن» آن، مانع از یک بحرانِ اجتماعیِ بزرگ در پایتخت شد.
امروز، با نگاهی به آن دوران، کارشناسان بر این باورند که آنچه پالایشگاه تهران را در آن سال‌ها از فروپاشی نجات داد، «اولویت‌بندیِ استراتژیک» بود. یعنی تمرکز بر آنچه برایِ بقایِ شهر به‌جای تلاش برایِ دستیابی به سودآوری یا تولیدِ مازاد ضروری است.
در نهایت، گزارش‌هایِ تاریخی نشان می‌دهند که پالایشگاه تهران، در دورانِ جنگ ۴۰روزه رمضان، نه یک واحدِ تولیدیِ معمولی، بلکه به عنوان یک «سپرِ انرژی» عمل کرد. اگرچه با چالش‌هایِ شدیدِ تأمین و کاهشِ ظرفیت دست‌وپنج نرم می‌کرد، اما ایستادگیِ آن، درهم‌تنیده با اراده‌یِ شهروندانِ پایتخت، بخشی از مدیریتِ بحرانِ کلانِ آن دوران بود. این تجربه ثابت کرد که در زمانِ جنگ، «تداومِ حداقلِ فعالیت» می‌تواند ارزشمندتر از «تلاش برای حداکثرِ تولید» باشد.
انتهای خبر/