مادر و همسرم مدام جر و بحث دارند؛ می خواهم برای رهایی از این وضع در شهر دیگری زندگ کنم اما مادرم می گوید فعلا بچه ای
به گزارش سردبیر پرس روزنامه خراسان در پاسخ مخاطب خود نوشت: مخاطب گرامی، شما در یک دو راهی عاطفی گیر کردهاید. مهاجرت «فاصله فیزیکی» ایجاد میکند اما اگر «ریشه» تنشها شناسایی و حل نشود، این تنشها به شکل تماسهای تلفنی، دخالتهای غیرمستقیم و یا احساس گناه در شما، همچنان باقی خواهند ماند. موضوع را از […]
به گزارش سردبیر پرس روزنامه خراسان در پاسخ مخاطب خود نوشت:
مخاطب گرامی، شما در یک دو راهی عاطفی گیر کردهاید. مهاجرت «فاصله فیزیکی» ایجاد میکند اما اگر «ریشه» تنشها شناسایی و حل نشود، این تنشها به شکل تماسهای تلفنی، دخالتهای غیرمستقیم و یا احساس گناه در شما، همچنان باقی خواهند ماند. موضوع را از چند زاویه بررسی میکنیم:
۱ توهم «پاک کردن صورتمسئله»
اگر فکر میکنید با رفتن به شهر دیگر، مادرتان تغییر میکند و دیگر به همسرتان بدگمان نخواهد بود، اشتباه میکنید. رفتن به شهر دیگر فقط «معلول» را حذف میکند (دعوای حضوری)، اما «علت» (عدم پذیرش استقلال شما توسط مادر و احتمالا تضاد رفتاری بین دو زن زندگی شما) همچنان پابرجاست.
۲ دام «بچه دانستن»
اینکه مادرتان به شما میگوید «هنوز بچهای»، نشاندهنده یک مشکل عمیقتر است: مرزهای روانی. تا زمانی که شما اجازه دهید این عبارت روی تصمیمگیریهایتان اثر بگذارد، در جایگاه «فرزند» باقی میمانید و نه «مرد خانه».
۳آیا مهاجرت کار درستی است؟
مهاجرت اگر با هدف فرار باشد، احساس گناهی که مادرتان در شما ایجاد میکند، در شهر جدید هم همراهتان خواهد بود و رابطهتان با همسرتان را تحت تاثیر قرار میدهد (مثلاً با شک کردن به همسرتان تا ثابت کنید حرف مادرتان غلط بوده یا این که مدام نگران حال مادرتان باشید و برای همسرتان کم بگذارید).
چند پیشنهاد عملی برای مدیریت این شرایط:
۱تعیین مرزهای شفاف| شما باید با مادرتان گفت وگوی جدی داشته باشید (نه از موضع فرزند، بلکه از موضع یک بزرگسال).
به او بگویید: «مادر، من زندگی مشترکم را دوست دارم و به همسرم احترام میگذارم. رابطه شما دو نفر برای من دردناک است. من نمیتوانم اجازه دهم این فضا ادامه پیدا کند.»
۲خارج کردن همسر از سیبل دعوا| هرگز اجازه ندهید همسرتان با مادرتان «تکبهتک» بحث کند. در هر دعوایی که پیش میآید، شما باید حضور داشته باشید و به عنوان «مدیر رابطه» عمل کنید. اگر همسرتان اشتباهی کرد در خلوت به او بگویید، اگر مادرتان بیاحترامی کرد، همانجا با احترام اما قاطعانه تذکر بدهید.
۳ تغییر نقش| شما در نقش « قربانی» هستید که بین دو طرف گیر کرده. نقش خود را به «داور» یا «حامی حریم خصوصی» تغییر دهید.
مثلا بگویید: «ما برای پیشرفت زندگیمان تصمیم گرفتیم به شهر دیگری برویم.» نه این که بپرسید: «میشود برویم؟»
17302

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0