از ویدئو تا استارلینک؛ ممنوعیت فناوری، رونق بازار دورزدن
تینا مزدکی_کشاورزی را تصور کنید که هر بار بذر تازهای به زمینش میرسد، بهجای آنکه درباره کیفیت محصول و شیوه کشت آن تصمیم بگیرد، بیل به دست میگیرد تا بذر را از خاک بیرون بکشد. یک روز با بذر تازه مخالفت میکند، روز دیگر با شیوه آبیاری جدید و روزی دیگر با دستگاهی که میتواند […]
تینا مزدکی_کشاورزی را تصور کنید که هر بار بذر تازهای به زمینش میرسد، بهجای آنکه درباره کیفیت محصول و شیوه کشت آن تصمیم بگیرد، بیل به دست میگیرد تا بذر را از خاک بیرون بکشد. یک روز با بذر تازه مخالفت میکند، روز دیگر با شیوه آبیاری جدید و روزی دیگر با دستگاهی که میتواند محصول را بیشتر کند. در نهایت، آنچه از دست میدهد نهفقط یک بذر، بلکه فرصتی برای برداشت محصولی بهتر است. سالها بعد، وقتی زمین دیگران پربار شده است، او هنوز مشغول توضیحدادن این است که چرا نباید به بذرهای تازه اعتماد کرد.
روایت مواجهه با فناوری در ایران، گاهی بیشباهت به چنین کشاورزی نیست. در سالهای نخست پس از انقلاب، انتشار بسیاری از آثار موسیقی محدود شد و توزیع برخی نوارهای کاست به دلیل محتوای آنها یا مغایرت با ضوابط رسمی با برخورد مواجه شد. حتی در دهه ۱۳۶۰ نیز ورود دستگاههای پخش ویدئو با ممنوعیت واردات و نگهداری و برخورد با استفادهکنندگان همراه بود، محدودیتهایی که عمدتاً از نگرانیها درباره محتوای فیلمهای قابل پخش ناشی میشد اما با گسترش استفاده و استقبال کاربران بهتدریج کاهش یافت.
پس از آن زمانی که تمام دنیا در حال استقبال از دیش ماهواره بودند و به کمک آن برنامههای ماهوارهای دریافت میکردند، بازهم در ایران این فناوری با محدودیتهای قانونی و اجرایی روبهرو شد. قانون ممنوعیت بهکارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره در سال ۱۳۷۳ تصویب شد و استفاده از این تجهیزات، جز در موارد استثناشده در قانون، ممنوع اعلام شد. در مقاطع مختلف، جمعآوری دیشهای ماهوارهای از پشتبام خانهها و برخورد با دارندگان این تجهیزات در دستور کار قرار گرفت. اما با وجود این محدودیتها، استفاده از ماهواره در جامعه همچنان ادامه یافت.
سالها بعد با ورود شبکههای اجتماعی همچون فیسبوک، توییتر، یوتیوب و پس از آن تلگرام و دیگر پلتفرمها و ورود کاربران ایرانی به آنها، این شبکهها با مسدودیت روبهرو شدند. اما کاربر ایرانی که با چنین برخوردهایی دست و پنجه نرم کرده بود، راه ورود به این شبکهها را پیدا کرد. گسترش مسدودیتها و فیلترینگ به شکلگیری بازار گستردهای برای ابزارهای تغییر مسیر اتصال، از جمله ویپیان، انجامید. این ابزارها به کاربران اجازه میداد از مسیرهای جایگزین به وبسایتها و خدمات مسدودشده دسترسی پیدا کنند. در واقع برخوردی که کاربران را از مواجه شدن با ارتباط جهانی بازمیداشت، خود به ایجاد بازاری مخرب منجر شد که همچنان هم ادامه دارد و علتی منطقی نیز برای آن وجود ندارد.
اکنون ماجرای نوار کاست و دیش ماهواره بار دیگر، با فناوری اینترنت ماهوارهای و استارلینک به شکلی مدرن ظهور کرده است. استارلینک، سرویس اینترنت ماهوارهای شرکت اسپیسایکس، امکان دسترسی به اینترنت را از طریق ارتباط مستقیم تجهیزات کاربر با ماهوارهها فراهم میکند. این فناوری بهویژه در مناطقی که زیرساخت ارتباطی زمینی ضعیف است یا دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه میشود، میتواند اهمیت پیدا کند. با این حال، ورود و استفاده از تجهیزات استارلینک در ایران با محدودیتهای قانونی و امنیتی روبهرو شده است.
با وجود تجربه چندین ساله در چنین محدودیتهایی و مقابله با فناوریها، جای تعجب است که به جای آنکه بحث، صرفاً بر سر چگونگی استفاده از ظرفیتهای این فناوری برای گسترش دسترسی به اینترنت متمرکز باشد، همچنان موضوع جلوگیری از ورود تجهیزات، کنترل استفاده و مقابله با دسترسی از طریق این شبکه اولویت است. از نوار کاست و ویدئو تا دیش ماهواره، از اینترنت و شبکههای اجتماعی تا فناوریهای ارتباطی جدید. مسئله این نیست که هر فناوری تازهای بیخطر است، بلکه این است که آیا میتوان با حذف ابزار، نیاز به آن را هم از میان برد؟ و آیا مواجهه با فناوریهای ارتباطی جدید باید اساساً بر جلوگیری از دسترسی استوار باشد، یا میتوان در کنار توجه به ملاحظات امنیتی و حاکمیتی، راههایی برای بهرهگیری از ظرفیتهای فنی و اقتصادی آنها نیز بررسی کرد؟
اگر قرار باشد هر ابزاری را به دلیل امکان سوءاستفاده از آن کنار بگذاریم، باید با بخش بزرگی از دستاوردهای تمدن نیز خداحافظی کنیم. خودرو میتواند باعث تصادف شود، اما راهحل، ممنوعیت خودرو نیست. هواپیما ممکن است با تهدیدهای امنیتی مواجه شود، اما هیچ کشوری برای افزایش امنیت هوانوردی، اصل پرواز را کنار نمیگذارد. در عوض، استانداردهای ایمنی، مقررات، آموزش و سازوکارهای نظارتی را توسعه میدهد.
فناوریهای ارتباطی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. مسئله اصلی، حذف ابزار نیست، بلکه کاهش خطرهای امنیتی و غیرامنیتی احتمالی آنها و افزایش توانایی جامعه برای استفاده درست از آن است. سیاستگذاری مؤثر باید به این پرسش پاسخ دهد که چگونه میتوان از فرصتهای یک فناوری بهره برد و همزمان، هزینهها و تهدیدهای احتمالی آن را کاهش داد.
اظهارات آقامیری رئیس مرکز ملی فضای مجازی، در خصوص توانایی مقابله با استارلینک هم نمونهای از همین نوع نگاه است. بهجای تمرکز بر اینکه چگونه میتوان ارتباط کاربران با استارلینک را مختل کرد، میتوان پرسید چگونه میتوان از ظرفیتهای این فناوری برای توسعه ارتباطات استفاده کرد، چه مقرراتی برای کاهش خطرهای امنیتی لازم است و چگونه میتوان درباره الزامات قانونی و فنی آن به راهحل رسید. مقابله با یک فناوری ممکن است دسترسی به آن را دشوارتر کند، اما دشوارشدن دسترسی الزاماً به معنای حل مسئله نیست و صرفا تخلفات را بیشتر و بیشتر میکند. اگر نیاز به ارتباط همچنان وجود داشته باشد، محدودیت ممکن است تنها هزینه استفاده از فناوری را افزایش دهد و بهرهبرداری از ظرفیتهای آن را به مسیری دشوارتر منتقل کند.
بنابراین شاید کشاورز بتواند هر روز بذرهای تازه را از خاک بیرون بکشد، اما با این کار نه کیفیت زمینش را افزایش میدهد و نه محصول بیشتری برداشت میکند که تنها شاهد فرسایش خود خواهد بود. در دنیای فناوری نیز مقابله با ابزارهای جدید، بهخودیخود نشانه توانمندی نیست. برای کشوری که به توسعه اقتصادی، علمی و ارتباطی نیاز دارد، راه پیشرفت نه در جنگیدن با هر بذر تازه، بلکه در آموختن شیوه درست کاشت و برداشت آن است.
*روزنامهنگار
۲۲۷۲۲۷

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰