روایت یک استاد هندی از جایگاه شفیعی کدکنی در دانشگاههای هند
به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، محمدرضا شفیعی کدکنی در حافظه ادبی فارسیپژوهان هند، جایگاهی فراتر از یک استاد و پژوهشگر برجسته دارد؛ او از جمله چهرههایی است که با پژوهشهای خود، بهویژه درباره بیدل دهلوی و سبک هندی، زمینه بازخوانی بخشی از میراث مشترک ادبی ایران و شبهقاره را فراهم کرد. زندهیاد استاد اظهر دهلوی، استاد […]
به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، محمدرضا شفیعی کدکنی در حافظه ادبی فارسیپژوهان هند، جایگاهی فراتر از یک استاد و پژوهشگر برجسته دارد؛ او از جمله چهرههایی است که با پژوهشهای خود، بهویژه درباره بیدل دهلوی و سبک هندی، زمینه بازخوانی بخشی از میراث مشترک ادبی ایران و شبهقاره را فراهم کرد. زندهیاد استاد اظهر دهلوی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو دهلی، از پیوندهای دیرپای زبان و ادبیات فارسی در گسترهای فراتر از مرزهای جغرافیایی حکایت سخن میگوید.
در ادامه این یادداشت را که مبتنی بر گفتگویی مفصل با زنده یاد استاد اظهر دهلوی است که به کوشش محمد حسینی باغسنگانی آماده انتشار شده میآوریم:
آشنایی اینجانب با دوست گرامی، محقق نامدار و منتقد برجسته زبان و ادبیات فارسی، جناب استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، به روزگار شیرین تحصیل در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران بازمیگردد. در آن دوران، بنده به عنوان دانشجویی شیفته ادبیات پارسی از شبهقاره هند به ایران آمده بودم و همزمان، استاد شفیعی کدکنی نیز پس از طی مدارج عالی علمی و حوزوی در مشهد مقدس، برای ادامه تحصیلات آکادمیک به دانشگاه تهران پیوسته بودند.
خاطره نخستین دیدارهای ما در سرسرا و قهوهخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران همواره در ذهن من زنده است. در آن روزها، ما دانشجویان در آن سرسرا گرد هم میآمدیم و به گفتوگو درباره مسائل ادبی میپرداختیم. از همان نخستین برخوردها، بزرگواری، متانت و لطف ویژه استاد شفیعی کدکنی نسبت به این بنده، توجه مرا به خود جلب کرد.
انس با استادی کمآمیز
در رفتار و منش استاد شفیعی کدکنی خصلتی وجود داشت که شاید در نگاه نخست برای برخی اندکی عجیب به نظر میرسید. ایشان انسانی بهواقع «کمآمیز» بودند؛ به این معنا که اهل ملاقاتهای سطحی و رفتوآمدهای غیرضروری نبودند. تمام همّوغَم و توجه استاد شفیعی کدکنی معطوف به مطالعه، تحقیق و تتبع در مسائل علمی و ادبی بود.
با این حال، این کمآمیزی هرگز به معنای بیتوجهی به دیگران نبود. اتفاقاً ایشان نسبت به بنده محبتی خاص و ابرازی بس گرم داشتند؛ شاید از آن رو که بنده را دانشجویی خارجی میدیدند که با اشتیاقی فراوان از فرسنگها دورتر و از سرزمین هند برای درک محضر استادان ایران به دانشگاه تهران آمده بود. همین علاقه مشترک به معارف پارسی و بیدلپژوهی سبب شد که میان ما ارتباطی بس صمیمی و ماندگار شکل بگیرد.
در ردیف بزرگان نقد
اگر بخواهیم جایگاه علمی استاد شفیعی کدکنی را در سنجش با تاریخ نقد و ادبیاتپژوهی معاصر ایران ارزیابی کنیم، باید بگویم که ایشان بدون هیچ تردیدی در ردیف بزرگانی چون استاد بدیعالزمان فروزانفر، استاد مجتبی مینوی و استاد دکتر پرویز ناتل خانلری قرار میگیرند. ایشان با ترکیب احاطه عمیق بر متون کهن و علوم اسلامی با روشهای مدرن نقد ادبی، مقامی والا در مرتبه محققان طراز اول به دست آوردند.
استاد شفیعی کدکنی نه تنها یک پژوهشگر دقیق و متکی بر اسناد و نسخ خطی است، بلکه یک شعرشناس زبده و منتقدی باریکبین است که جمالشناسی شعر پارسی را با ژرفای نظری شکافته است. حضور او در عرصه نقد و تحقیق، ادامه بالنده همان سنتی است که با فروزانفر و خانلری به اوج رسید.
حلقه هم شاگردان و ارادتمندان شفیعی کدکنی در شبه قاره هند | از چپ به راست: دکتر سید نقی نجوا، پروفسور شعیب اعظمی، پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی، پروفسور نورالحسن انصاری، پروفسور سید امیر حسن عابدی.، پروفسور عطا کریم برق، خانم پروفسور شریف النساء انصاری
تجلی دوباره بیدل دهلوی
اما بزرگترین منت و حقی که استاد شفیعی کدکنی بر گردن جامعه ادبی هند و همه بیدلدوستان دارند، کار درخشان ایشان در معرفی دوباره و احیای نام ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی در ایران است. بیدل دهلوی، این شاعر بزرگ و خورشید سبک هندی، متأسفانه برای مدتهای طولانی در ایران به دست فراموشی سپرده شده بود. دشوارگویی بیدل و بیمهری برخی منتقدان سبب شده بود که شعر او در محیط ادبی چندان مورد توجه قرار نگیرد.
در چنین فضایی، استاد شفیعی کدکنی با شجاعت علمی خود، توجهی ویژه به بیدل دهلوی معطوف ساختند. ایشان با نگارش اثر گرانسنگ «شاعر آینهها»، خورشید اقبال بیدل را دگربار در آسمان ادبی ایران به درخشش درآوردند. پس از انتشار این اثر بود که در سراسر ایران، انجمنهای بیدلپژوهی و نشستهای تخصصی درباره بیدل شکل گرفت و بیدل به یکی از محبوبترین شاعران در میان محققان ایرانی مبدل شد.
رمزگشایی از زیباییشناسی شعر
ممکن است این پرسش مطرح شود که استاد شفیعی کدکنی در کتاب «شاعر آینهها» چه رویکردی به بیدل داشتهاند. بیدل دهلوی شاعری برجسته در عرصه جمالشناسی، تصویرپردازی و نازکخیالی است، اما در عین حال شعرش لایههای متعدد فکری و دشواریهای زبانی دارد. بیدل شاعری نیست که مخاطب عام بتواند به راحتی به ژرفای کلامش راه یابد؛ شعر او نیازمند ذهنی آشنا با فلسفه و عرفان است.
استاد شفیعی کدکنی با دقتی شگفتانگیز و مطالعهای عمیق، به درون این لایههای پیچیده نفوذ کردند. ایشان زیباییشناسی شعر بیدل را شکافتند و با تحلیلهای ساختاری خود، گرههای دشوار فهم شعر بیدل را برای عاشقان ادبیات حل کردند. کاری که استاد شفیعی کرد، رمزگشایی علمی از یک مکتب عظیم ادبی بود که بیدل را شایسته واقعی جایگاهش ساخت.
بازخوانی منصفانه سبک هندی
توجه استاد شفیعی کدکنی تنها به بیدل محدود نماند، بلکه ایشان در بررسیهای خود به دیگر چهرههای سبک هندی از جمله حزین لاهیجی نیز پرداختند. اگرچه حزین لاهیجی در خود شبهقاره هند شاید به اندازه بیدل دهلوی یا میرزا اسدالله خان غالب شهرت فراگیر نداشته باشد، اما استاد شفیعی با نگاهی منصفانه، اهمیت تاریخی و شعری حزین را نیز برجسته ساختند.
در نگاه ما هندیان، سه گوهر درخشان در آسمان ادبیات پارسی شبهقاره جایگاهی بس والا دارند: امیرخسرو دهلوی، میرزا عبدالقادر بیدل و میرزا اسدالله خان غالب. پژوهشهای استاد شفیعی کدکنی نشان داد که سبک هندی نه یک انحطاط زبانی، بلکه گنجینهای عظیم از باریکاندیشی و خیالپردازی است که بخش مهمی از میراث مشترک ماست.
میراث مشترک اقلیم پارسی
یکی از ارزشمندترین ابعاد نگاه استاد شفیعی کدکنی، دیدگاه فراملی و فرهنگشناسانه ایشان به قلمرو زبان فارسی است. پژوهشهای ایشان آشکار ساخت که اگرچه امروز مرزهای سیاسی جغرافیای ما را به کشورهایی مانند ایران، افغانستان، تاجیکستان، پاکستان و هند تقسیم کرده است، اما از منظر فرهنگ و زبان، همه ما دارای یک فرهنگ واحد و یکپارچه بوده و هستیم.
این فرهنگ بزرگ ایرانی و پارسی، سدهها در تاجیکستان، کابل، هرات، دهلی و شیراز به یک زبان سخن گفته است. استاد شفیعی کدکنی با بیدلپژوهی و احیای آثار سبک هندی، این پیوند دیرین فرهنگی را دگربار به همگان یادآوری کردند و ثابت نمودند که همبستگی فرهنگی ما بسیار عمیقتر از خطوط اعتباری جغرافیایی است.
اعتبار استاد در دانشگاههای هند
امروزه نام مبارک و آثار گرانقدر استاد شفیعی کدکنی در تمامی مراکز علمی و دانشگاههای معتبر هندوستان شناختهشده و مورد احترام فراوان است. در دهلی و دیگر شهرهای هند، کرسیهای مهم زبان فارسی دائر است؛ از جمله در دانشگاه جواهر لعل نهرو که بنده سالها افتخار تدریس در آن را داشتم و از آنجا بازنشسته شدم، دانشگاه دهلی، جامعه ملی اسلامیه و دانشگاه قدیمی اسلامی علیگر.
در تمامی این دانشگاههای برجسته هند، پژوهشهای استاد شفیعی کدکنی تدریس میشود. هرگاه استادان و دانشجویان ما درباره بیدل، سبک هندی یا نقد شعر بحث میکنند، حتماً نام استاد شفیعی و کتابهای ایشان به عنوان مرجع اصلی مطرح میشود. همگان در هند با دیدهای آکنده از احترام به ایشان مینگرند.
پروفسور نورالحسن انصاری و پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی از همدورههای تحصیلی و همکلاسیهای دکتر شفیعی کدکنی در این عکس دیده میشود
حسرت میزبانی در دهلی
در طول این سالها، بنده بارها صمیمانه از دوست عزیزم استاد شفیعی کدکنی دعوت نمودم تا سفری به هندوستان داشته باشند. ایشان نیز همواره با لطف دعوت مرا میپذیرفتند و میفرمودند که مشتاق دیدار هند هستند، اما متأسفانه تا به امروز این سعادت نصیب ما هندیان و دانشگاههای دهلی نشده است که از نزدیک میزبان وجود نازنین ایشان باشیم.
با این حال، بنده در هر سفری که به ایران داشتم، حتماً به دیدار ایشان میرفتم و از توفیق همسخنی با این دانشمند یگانه بهرهمند میشدم. شوق دیدار استاد در میان همه استادان و دانشجویان هندی همچنان زنده است و امیدواریم روزی این آرزو محقق شود.
دین بزرگ هند به استاد
در پایان، بنده به عنوان نمایندهای از جامعه فارسیپژوهان هندوستان، صمیمانه دست به دعا برمیدارم که خدای متعال وجود مبارک استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی را سالیان سال زنده و سلامت بدارد تا همچنان به فرهنگ و ادبیات فارسی خدماتی ارزنده ارائه دهند.
ما هندیان خود را صمیمانه مدیون تحقیقات و انصاف علمی استاد شفیعی کدکنی میدانیم؛ دانشمندی که با معرفی شایسته بیدل دهلوی و بزرگان سبک هندی، پل پیوند میان فرهنگها را استوارتر ساخت. امیدوارم سایه بلند علمی و معرفتی ایشان بر سر عاشقان ادبیات پارسی مستدام باشد.
*استاد فقید زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو دهلی
۵۹۵۹

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰