جلال آل احمد: کار اداری از راه قانونی، یعنی دو سال دویدن و عصبانی‌شدن و با هزار پدرسوخته سروکله‌زدن/ باید در ادارات آشنا پیدا کرد!

به گزارش سردبیر پرس در این بخش از خازرات آمده است:  دیروز رفتیم سراغ معینیان. یک رئیس به‌تمام معنی بود و اصلاً نفهمید که دلم می‌خواهد عمداً پرحرفی کند و من خلاص باشم از اظهار رأی و طرح پیشنهاد و غیره… و از نیم‌ساعتی که پهلویش بودم، ۲۵ دقیقه‌اش را درست او حرف زد درباره […]

به گزارش سردبیر پرس در این بخش از خازرات آمده است:  دیروز رفتیم سراغ معینیان. یک رئیس به‌تمام معنی بود و اصلاً نفهمید که دلم می‌خواهد عمداً پرحرفی کند و من خلاص باشم از اظهار رأی و طرح پیشنهاد و غیره… و از نیم‌ساعتی که پهلویش بودم، ۲۵ دقیقه‌اش را درست او حرف زد درباره ریاست‌مآبی‌اش از این طرف و آن طرف که: «بله، روشنفکران قُر می‌زنند و ما با عوام‌الناس سروکار داریم و الخ.» و خلاصه همان غرب‌زدگی را در دو کلمه حالیش کردم که ملّاح هم به او گفته بود و آشنا بود و دوتا جزوه «مطبوعات» و «زبان و خط» را دادمش که نمونه دستش باشد و خداحافظ شما و خیلی خوشحال از آشنائی با جناب‌عالی!
و قرار شد، یعنی به خیال آن جوانک ـ که بنده پیشنهاد خودم را روی کاغذ بیاورم و طرحی بریزم و ببرم پهلوی او ـ خانه خودتان است، هر وقت قصد شرفیابی(!) داشتید، تلفن بفرمائید. و خوش‌وخوشحال زدم به چاک. راحت…
دیگر اینکه همان دیروز از پهلوی این مردک که درآمدم با آن خوشگلی بچگانه‌اش و با آن نوک زبان حرف‌زدنش، رفتم و از شهربانی تصدیقم [گواهینامه رانندگی] را گرفتم. دو سه‌روزی که تأخیر شده بود، به علت این بود که کارت مرا گذاشته بودند توی کشوی حرف «صاد». و تصادف کمک کرد که دیدمش. از عکسم که قرمز بود، شناختم، وگرنه نه در «جیم» بودم، نه در «آ» و نه در «سین»!  به هر صورت این قضیه هم خلاص! و در این قضیه یک‌بار دیگر آموختم که از راه قانونی و عادی به هر کاری دست‌زدن، یعنی دو سال دویدن و ناراحتی‌کشیدن و عصبانی‌شدن و با هزار پدرسوخته سروکله‌زدن و الخ… آن‌هم کاری را که یک حسین توکلی می‌تواند برود پیش شیرزاد آدمی و او تلفن کند و دو سه‌روزه حل بشود! بی‌خود مدتها عمرم را هدر کردم به نوبت‌گرفتن و صبح ساعت شش رفتن سرِ زمین امتحان و حماقت‌های دیگر!

۱۷۳۰۲