دم اسبی و نگاهی به خرافات در جشنواره فیلم کوتاه/ این رفتارهای انسانی در هر کجای جهان ممکن است

به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، بیتا الله‌یاری پیش از تجربه کارگردانی، در بخش‌های مختلف تولید سینما از جمله دستیاری کارگردان، برنامه‌ریزی و طراحی لباس فعالیت داشته است. او برای نخستین فیلم خود به سراغ اثری زن‌محور رفته است. «دم‌اسبی» اکنون در بخش بین‌الملل چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد. الله‌یاری، در گفتگو با سردبیر […]

به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، بیتا الله‌یاری پیش از تجربه کارگردانی، در بخش‌های مختلف تولید سینما از جمله دستیاری کارگردان، برنامه‌ریزی و طراحی لباس فعالیت داشته است. او برای نخستین فیلم خود به سراغ اثری زن‌محور رفته است. «دم‌اسبی» اکنون در بخش بین‌الملل چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد. الله‌یاری، در گفتگو با سردبیر پرس از تجربه نخستین کارگردانی، انتخاب ژانر وحشت، ریشه‌های شخصی داستان، نقش باورهای جمعی در شکل‌گیری رفتار انسان‌ها و چگونگی بازنمایی زنان ایرانی در سینمای کوتاه صحبت کرد. «دم‌اسبی» نخستین تجربه کارگردانی شماست. پیش از ورود به کارگردانی، در چه بخش‌هایی از سینما فعالیت داشتید و چه شد که تصمیم گرفتید فیلم خودتان را بسازید؟
بله، «دم‌اسبی» نخستین تجربه فیلم‌سازی من است. پیش از آن در بخش‌های مختلف تولید، از جمله دستیاری کارگردان، برنامه‌ریزی و طراحی لباس، تجربه‌هایی داشتم. حتی مدتی در بخش تدوین هم فعالیت کردم. سعی کردم در زمینه‌های مختلف کار کنم تا وقتی وارد کارگردانی می‌شوم، شناخت بیشتری از فرایند ساخت فیلم داشته باشم. من کارم را از بازیگری شروع کردم، اما به‌مرور متوجه شدم که ساختن جهان یک فیلم و فرم دادن به آن برایم جذاب‌تر است. به همین دلیل به سمت دستیاری کارگردان و فعالیت در پشت صحنه رفتم تا با روند تولید آشنا شوم. در کنار این تجربه‌ها، فیلم دیدم، مطالعه کردم و تلاش کردم در زمینه فیلمنامه‌نویسی هم شناخت داشته باشم. قصد ندارم لزوماً وارد حرفه نویسندگی شوم، اما فکر می‌کنم یک کارگردان باید بداند فیلمنامه خوب چه ویژگی‌هایی دارد، شخصیت چگونه شکل می‌گیرد، لباس هر شخصیت چه نسبتی با جهان داستان دارد و طراحی صحنه چطور می‌تواند به روایت کمک کند. به نظرم کارگردان خوب باید از بخش‌های مختلف سینما آگاهی داشته باشد، حتی اگر در همه آنها متخصص نباشد. ژانر وحشت در سینمای ایران، به‌ویژه در فیلم کوتاه، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. چه شد که برای نخستین تجربه کارگردانی به سراغ این ژانر و فیلمنامه «دم‌اسبی» رفتید؟
من آدم کمال‌گرایی هستم و از طرف دیگر، قلم آقای رحمتی را خیلی دوست دارم. پیش‌تر فیلمنامه‌های ایشان را خوانده بودم و وقتی تصمیم گرفتم برای اولین فیلمم دنبال یک فیلمنامه بگردم، یکی از اولین افرادی که به ذهنم رسید با او مشورت کنم، آقای رحمتی بود. مدت‌ها دنبال فیلمنامه‌ای زن‌محور می‌گشتم، چون فکر می‌کردم برای تجربه اولم بهتر است سراغ جهانی بروم که بتوانم احساسات و موقعیت‌های شخصیت‌هایش را بهتر درک کنم. در عین حال، دوست دارم در سینمای کوتاه ژانرهای مختلف را تجربه کنم تا ببینم کدام فضا و شیوه روایت برایم جذاب‌تر است. جدا از زن‌محور بودن داستان، چیزی که جذبم کرد این بود که تک‌تک دیالوگ‌ها بار معنایی داشتند و شخصیت‌ها به‌خوبی پرداخت شده بودند. از طرف دیگر، برخی از موضوعاتی که در فیلم مطرح می‌شود، برایم آشنا بود و احساس می‌کردم می‌توانم آن لحظه‌ها را زندگی کنم. به همین دلیل، بدون تردید انتخابش کردم. فضای فیلم با استفاده از صدا، دیالوگ‌ها، بازی‌ها و رنگ و نور، حال‌وهوای ترسناکی دارد؛ اما وحشت آن صرفاً بر موجودات ماورایی یا ترساندن ناگهانی مخاطب متکی نیست. فضاسازی و تجربه روانی شخصیت‌ها نقش مهمی در ایجاد این حس دارند. دغدغه اصلی «دم‌اسبی» چیست؟ با توجه به حضور فیلم در بخش بین‌الملل جشنواره، فکر می‌کنید مخاطبان دیگر کشورها نیز می‌توانند با جهان داستان ارتباط برقرار کنند؟
دغدغه اصلی فیلم، تأثیر رفتار جمعی بر فرد است؛ اینکه چطور ممکن است یک انسان آگاه، تحت تأثیر یک گروه یا مجموعه‌ای از باورهای رایج قرار بگیرد و در نهایت، بدون اینکه متوجه باشد، با آن جریان همراه شود. این موضوع به نظرم فراگیر است و در هر جامعه‌ای می‌توان نمونه‌هایی از آن را پیدا کرد. طبیعتاً هر فرهنگ، باورها و محدودیت‌های خاص خودش را دارد، اما اصل تأثیرپذیری فرد از جمع، مسئله‌ای مشترک است. در کنار این موضوع، فیلم به برخی چالش‌های زنان هم می‌پردازد؛ چالش‌هایی که ممکن است در قالب باورها و توصیه‌هایی به ظاهر معمولی در زندگی روزمره حضور داشته باشند. فکر می‌کنم ترکیب این دو مسئله باعث می‌شود فیلم برای مخاطب خارج از ایران هم قابل‌درک باشد. هرچند برخی از مصادیق داستان به تجربه فرهنگی خودمان مربوط است، مسئله اصلی محدود به یک کشور یا ملیت نیست.
تجربه‌های شخصی شما چه نقشی در شکل‌گیری فیلم داشتند؟ تجربه‌های شخصی من هم در شکل‌گیری این فیلم تأثیر داشتند. از کودکی با بعضی باورهای عامیانه مواجه بودم؛ مثلاً درباره موجودات فرازمینی یا اینکه انجام دادن بعضی کارها ممکن است باعث اتفاقی ناخوشایند شود. مثلا می شنیدم که می گفتند بعضی کارهای روزمره را انجام ندهید، چون ممکن است موجودات ماورایی سراغتان بیایند. حتی امروزه هم ممکن است افرادی را ببینیم که از نظر سبک زندگی مدرن هستند، اما در بعضی موقعیت‌ها از همین باورها پیروی می‌کنند. من در فیلم قصد ندارم درباره درست یا غلط بودن تک‌تک این باورها قضاوت کنم؛ بیشتر می‌خواهم نشان دهم که چطور باورهایی که در طول زمان شکل گرفته‌اند، می‌توانند بر رفتار و تصمیم‌های انسان تأثیر بگذارند. با توجه به اینکه این فیلم نخستین تجربه کارگردانی شماست و هم‌زمان به فضاسازی خاص ژانر وحشت و حضور بازیگران متعدد نیاز داشت، در مرحله تولید با چه چالش‌هایی روبه‌رو شدید؟
برخلاف تصوری که بعضی‌ها درباره تجربه اول دارند، من هنگام حضور در صحنه با سردرگمی خاصی مواجه نشدم. برای کار اولم آگاهانه پروژه‌ای را انتخاب کرده بودم که می‌دانستم ساخت آن دشواری‌های خودش را دارد؛ هم تعداد بازیگران زیاد بود، هم ژانر فیلم به فضاسازی ویژه‌ای نیاز داشت. بزرگ‌ترین چالش من انتخاب بازیگر بود. در دوره‌ای که اینترنت قطع بود، پیدا کردن بازیگر و حتی امکان دیدن و بررسی بازی‌های آنها بسیار دشوار شده بود. نمی‌توانستم در هر زمانی که لازم داشتم بازیگران را ببینم و این مسئله واقعاً کار را برایم سخت کرد. با وجود این مشکلات، سعی کردم با شناختی که از پروژه داشتم وارد تولید شوم و تا حد امکان، چالش‌های پیش‌بینی‌شده را مدیریت کنم. در مجموع، دشوارترین بخش کار برای من همان انتخاب بازیگر در شرایطی بود که امکان دسترسی و ارتباط محدود شده بود.
از نظر شما فیلم کوتاه صرفاً سکوی پرتابی برای ورود به سینمای بلند است یا هویت مستقلی دارد؟
من به ساخت فیلم بلند فکر می‌کنم و معتقدم فیلم کوتاه می‌تواند مسیری برای رسیدن به سینمای بلند باشد، اما این به معنای آن نیست که پس از ساخت فیلم بلند، فیلم کوتاه را کنار بگذارم. این دو قالب، دنیاهای متفاوتی دارند. فیلم کوتاه مخاطب خاص خودش را دارد و فیلم‌ساز باید بتواند در زمانی محدود، اطلاعات و احساسات موردنیاز را به مخاطب منتقل کند. به همین دلیل، خلاصه‌گویی و انتخاب دقیق جزئیات در آن اهمیت زیادی دارد. من این ویژگی را دوست دارم و فکر می‌کنم حتی اگر روزی فیلم بلند بسازم، همچنان به ساخت فیلم کوتاه ادامه خواهم داد. فیلم کوتاه برای من جذابیت مستقلی دارد و نمی‌خواهم آن را صرفاً مرحله‌ای برای رسیدن به قالب بلند بدانم. انجمن سینمای جوانان ایران به‌عنوان یکی از نهادهای اصلی حمایت از فیلم کوتاه، در مسیر ساخت نخستین فیلم شما چه نقشی داشت؟ انجمن برای من واقعاً همراه و امیدبخش بود؛ هم از نظر برخورد و هم از نظر حرفه‌ای. در این مسیر احساس نکردم که با بی‌توجهی مواجه هستم و همواره تلاش می‌شد اطلاعات لازم درباره روند کار در اختیارم قرار بگیرد. به نظرم اعتبار این نهاد به کار ما هم اعتبار می‌دهد و برای من که نخستین قدم را در فیلم‌سازی برداشته‌ام، حضور در چنین بستری کمک می‌کند این مسیر را محکم‌تر شروع کنم.  
نمایش «دم‌اسبی» در بخش بین‌الملل چه بازنمایی ای از زنان ایرانی دارد؟
 من باورها و خرافاتی را مطرح میکنم که مختص ایران نیستند و در نقاط مختلف جهان وجود دارند. به‌عنوان یک فیلم‌ساز ایرانی، داستانی را روایت کرده‌ام که بخشی از تجربه و محیط زندگی خودم در آن حضور دارد؛ اما این به معنای محدود بودن موضوع به ایران نیست. فکر نمی‌کنم جایی در جهان وجود داشته باشد که هیچ نوع باور عامیانه یا خرافه‌ای در آن شکل نگرفته باشد. این مسئله را می‌توان از منظر فرهنگی یا اجتماعی بررسی کرد و در جوامع مختلف نمونه‌های متفاوتی از آن را دید. فکر می‌کنم فیلم درباره موضوعاتی حرف می‌زند که گاهی آن‌قدر کوچک و روزمره به نظر می‌رسند که دیگر متوجه حضورشان نمی‌شویم. بعضی باورها چنان در زندگی ریشه دوانده‌اند که تا وقتی اتفاقی ما را متوجه آنها نکند، حتی به وجودشان فکر هم نمی‌کنیم. برای من، اهمیت «دم‌اسبی» در همین تلنگر است؛ اینکه مخاطب برای لحظه‌ای مکث کند و به رفتارهایی فکر کند که شاید سال‌ها بدون پرسش، آنها را پذیرفته است.

۵۹۲۴۴