شاید بعدها بگوییم، دوره جبلی، دوران خوش‌مان بود / متر و معیار موفقیت در صداوسیما، لجبازی و آشفته‌کردن مخاطب است

به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، «از صداوسیمایی که ماموریت خود را نمایندگی‌کردن از اقلیتی تعریف کرده که می‌خواهند خود را اکثریت نشان دهند، نمی‌توان انتظار داشت که اقتضائات ابتدایی رسانه‌ای جهان مدرن را رعایت کند.» این سرآغاز صحبت‌های ابوالفضل آقابابا؛ مدرس و کارشناس رسانه در پاسخ به این پرسش است که «صداوسیما -بر فرض تغییر مدیریت […]

به گزارش خبرگزاری سردبیر پرس، «از صداوسیمایی که ماموریت خود را نمایندگی‌کردن از اقلیتی تعریف کرده که می‌خواهند خود را اکثریت نشان دهند، نمی‌توان انتظار داشت که اقتضائات ابتدایی رسانه‌ای جهان مدرن را رعایت کند.» این سرآغاز صحبت‌های ابوالفضل آقابابا؛ مدرس و کارشناس رسانه در پاسخ به این پرسش است که «صداوسیما -بر فرض تغییر مدیریت سازمان- چه رویکردی باید در پیش بگیرد تا از بند سیر نزولی که مدت‌هاست می‌پیماید، رهایی یابد؟» بهانه طرح این پرسش نیز، ورود ظاهرا بی‌سروصدای پیمان جبلی، سیزدهمین مدیرعامل صداوسیما که از ۷ مهر ۱۴۰۰ حول محور (وحید) جلیلی- (پیمان) جبلی بر صندلی ریاست تکیه زد، به دومین دوره مدیریت ۵ ساله خود در این سازمان است. آقابابا که مترومعیار موفقیت را در این رسانه -برحسب مشاهدات- «به درد آوردن دل مردم» و «آشفته‌ساختن خاطر مخاطب» تلقی می‌کند عقیده دارد در شرایطی که ظاهرا قرار نیست رو به سوی آینده داشته باشیم و نگاه‌مان به جلو باشد، برای خروج از وضعیت کنونی دست کم می‌توانیم به عقب بازگردیم؛ به اواخر دهه ۷۰ یا اوایل دهه ۸۰، به روزگاری که برنامه‌های تولیدی صداوسیما، ازجمله سریال‌های آن، حداقل به لحاظ کیفیت هنری آثار، قابل دفاع و برخوردار از ارزش تماشا بودند.

مترومعیار موفقیت صداوسیما: فراهم‌آوردن اسباب آشفتگی مخاطب!
این مدرس و کارشناس رسانه، با بیان این‌که «آن‌چه اشاره می‌کنم، منطقا، نه صرفا مربوط به دوران مدیریت ۵ ساله پیمان جبلی بر صداوسیما که مسئله‌ای فراتر از صرفِ دوران مدیریت اوست» ادامه می‌دهد: «نکته مورد اشاره درواقع پاسخی به این سوال است که رویه معمول سازمان صداوسیما بر چه پایه و اساسی شکل می‌گیرد؟ و اساسا رویه معمولِ غالب سازمان‌ها در جمهوری اسلامی بر چه پایه و اساسی شکل می‌گیرد؟
آن‌چه می‌گویم شاید حاصل نگاهی اندکی بدبینانه باشد اما به چشمِ منی که در جوانی، به میل خود، زندگی‌ام را صرف جمهوری اسلامی کرده‌ام، پایه و اساس رویه معمول اغلب سازمان‌ها و ازجمله سازمان صداوسیما لجاجت و لجبازی است. به بیان دیگر، معیار و مصداق سیاست‌گذاری موفق، آن نوع سیاست‌گذاری است که آن‌چه را جامعه؛ چه در قالب ارباب رجوع، چه در قالب مخاطب و چه در هر قالب دیگری «می‌خواهد»، «نخواهد.» دراقع، اگر هر قشری برای ارزیابی میزان موفقیت سیاست‌گذاری‌های خود مترومعیاری معین دارد، مترومعیار بخشی از فعالان سیاسی ، «نخواستنِ» آن چیزی است که جامعه می‌خواهد. این متر و معیاری است، که براساس شواهد با شدت و حدَتی بیش از هر سازمان دیگر، در سازمان صداوسیما پیگیری می‌شود و چنان‌چه به نظر می‌رسد نتیجه‌اش، اسباب رضایت خاطر عاملان آن است.»
 آقابابا ادامه می‌دهد: «با این حساب، می‌توان دست کم از سر مزاح گفت، پیمان جبلی، رئیس کنونی سازمان صداوسیما تا زمانی که براساس همین سیاست‌گذاری پیش برود و بتواند لجبازانه، اسباب آشفتگی خاطر مخاطبان این رسانه و به درد آوردن دل آن‌ها شود،  نیازی به نگران‌کردن خاطر خود نخواهد داشت. مگر در یک صورت، آن هم در صورتی که این سیاست‌گذاری منجر به وارد آمدن آسیب به پایه‌های حاکمیت شود. اتفاقی که چنان‌چه مشاهده می‌کنیم در عمل نیز زنگ خطر آن به صدا درآمده است.»
صداوسیما کافی است به گذشتهٔ خود برگردد
این مدرس و کارشناس رسانه، با اشاره به این که «گذشته از این صحبت‌های بنیادی که هم‌چون هر صحبت بنیادی دیگری بی‌مشتری است»، می‌افزاید: «اگر نگاهی به نام‌های مطرح‌شده برای تکیه‌زدن بر صندلی ریاست «صداوسیما» بندازیم آن‌چه مشاهده می‌کنیم از این قرار است: از یک سو، نام‌هایی را می‌بینیم که تکیه‌زدن‌شان بر صندلی صداوسیما، روزگاری را در این رسانه رقم می‌زند که شاید بعدها بگوییم، دوره جبلی، دوران خوش‌مان بود. از سوی دیگر، برخی نام‌ها با وجود انتقادات مطرح‌شده از آن‌ها در دوران مدیریت‌شان، به گونه‌ای‌اند که می‌توان گفت «حتی، حتی، حتی» اگر به آن‌ها بازگردیم باز هم جای شکرش باقی است.  درنتیجه، با توجه به این‌که آقایان بارها ثابت کرده‌اند که اهل نگاه به آینده نیستند و سرهای‌شان رو به جلو نخواهد چرخید، برای تغییر رویه نزولی کنونی صرفا کافی است به گذشته برگردند. درواقع کافی است نگاهی به برنامه‌های تولیدی ازجمله سریال‌های دو دهه پیش تلویزیون، اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بیندازند و تصمیم بگیرند بار دیگر همان دوران را تکرار کنند.»
او در پایان می‌گوید: «به عبارت دیگر، من اگر بخواهم راهکاری ارائه دهم تا صداوسیما بتواند آب رفته را به جوی برگرداند، به جای صحبت‌ در حوزه علوم ارتباطات و جامعه‌شناسی و غیره و ذالک، می‌گویم بیایید به اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ بازگردید.»

۵۹۲۴۲