به جای تغییر استاندار، کردستان را تغییر دهیم
به قلم: امید استادنوروزی
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِذَا عَمِلَ أَحَدُکُمْ عَمَلًا أَنْ یُتْقِنَهُ»؛ خداوند دوست دارد هرگاه کسی کاری را بر عهده میگیرد، آن را با استواری و شایستگی به انجام برساند
کردستان امروز بیش از هر زمان دیگری به ثبات مدیریتی، همدلی نخبگان و تمرکز بر توسعه نیاز دارد. تغییرات شتاب زده و دامن زدن به شایعات، میتواند فرصتهای ارزشمند استان را در مسیر جابهجاییهای مدیریتی و حاشیه های سیاسی هدر دهد.
به قلم: امید استادنورزی
«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِذَا عَمِلَ أَحَدُکُمْ عَمَلًا أَنْ یُتْقِنَهُ»؛ خداوند دوست دارد هرگاه کسی کاری را بر عهده میگیرد، آن را با استواری و شایستگی به انجام برساند.
در مدیریت، گاهی تغییر، آغاز یک تحول است و گاهی ثبات، ضامن استمرار همان تحول. هنر حکمرانی آن است که تشخیص دهد کدامیک در زمان خود، بیشتر به نفع مردم است.
این روزها بار دیگر زمزمههایی درباره احتمال تغییر استاندار کردستان در محافل سیاسی و فضای رسانهای شنیده میشود. فارغ از اینکه این اخبار تا چه اندازه صحت داشته باشد، پرسش اصلی چیز دیگری است؛ آیا امروز مسئله اصلی کردستان، تغییر مدیریت است یا شتاب بخشیدن به روند توسعه؟
این یادداشت دفاع از یک فرد یا یک جریان سیاسی نیست، دفاع از یک اصل است؛ اصلی به نام منافع مردم کردستان.
کردستان سالهاست هزینه بی ثباتی، تغییرات پیاپی، پروژههای نیمه تمام، فرصتهای از دست رفته و سرمایه گذاریهای محقق نشده را پرداخته است. هر استانداری که آمده، ماهها صرف شناخت استان، انتخاب مدیران، ایجاد هماهنگی میان دستگاهها و شکل دادن به تیم اجرایی خود کرده است. درست زمانی که انتظار میرود نتیجه این هماهنگی ها در میدان عمل دیده شود، دوباره زمزمه تغییر آغاز شده است.
واقعیت آن است که تغییر استاندار، تنها جابهجایی یک مدیر نیست. با آمدن هر استاندار جدید، معمولاً بخش مهمی از مدیران ارشد استان نیز دستخوش تغییر میشوند. انتخاب معاونان، فرمانداران، مدیران کل و هماهنگ شدن مجموعه مدیریتی، خود ماهها زمان میطلبد. پس از آن نیز مدیران جدید باید با ظرفیتها، مسائل و اولویتهای استان آشنا شوند و برای اجرای برنامههای خود برنامه ریزی کنند. این فرآیند، ناگزیر بخشی از زمان ارزشمند توسعه را به خود اختصاص میدهد.
از سوی دیگر، تجربه نشان داده است که با نزدیک شدن به سال پایانی فعالیت هر دولت، بخش مهمی از فضای سیاسی و اجرایی کشور به تحولات و رقابتهای انتخاباتی معطوف میشود. طبیعی است که در چنین شرایطی، اگر همزمان استان نیز وارد دوره انتقال مدیریتی شود، این نگرانی وجود دارد که بخش مهمی از فرصت باقی مانده، صرف جابهجاییها و هماهنگیهای اداری شود و شتاب اجرای پروژههای توسعهای کاهش یابد.
البته هیچیک از این سخنان به معنای مخالفت با تغییر نیست. اگر مدیری ناکارآمد باشد، اگر نتواند مطالبات مردم را پاسخ دهد یا از ظرفیتهای استان استفاده نکند، تغییر نه تنها حق دولت، بلکه خواسته افکار عمومی خواهد بود. اما اگر روندی برای توسعه آغاز شده، پروژههای زیربنایی فعال شده و امیدی هرچند نسبی در فضای اجرایی استان شکل گرفته است، شایسته است هر تصمیمی بر پایه ارزیابی دقیق عملکرد و با محوریت منافع مردم اتخاذ شود، نه بر اساس شایعات یا رقابتهای سیاسی.
امروز کردستان بیش از هر زمان دیگری به تکمیل راهها، توسعه زیرساختهای حمل و نقل، جذب سرمایه گذاری، حمایت از تولید، رونق تجارت مرزی، تقویت گردشگری، مدیریت منابع آب و ایجاد اشتغال برای جوانان نیاز دارد. این اهداف، بیش از هر چیز، به آرامش، ثبات و تمرکز مدیریتی نیازمندند.
در این میان، رسانه ها، نخبگان، فعالان سیاسی و دلسوزان استان نیز وظیفهای سنگین بر عهده دارند. نقد، حق مردم و رسالت رسانه است، اما نقد زمانی ارزشمند است که برای اصلاح باشد، نه برای فرسایش. نقد باید راه حل ارائه دهد، نه اینکه امید را تضعیف کند.
اگر کسانی از نفوذ، اعتبار، ارتباطات یا توان لابیگری در سطح ملی برخوردارند، امروز بهترین زمان آن است که این سرمایه ارزشمند را نه برای تغییر یک مدیر، بلکه برای موفقیت کردستان به کار گیرند.
اگر قرار است دری در تهران گشوده شود، بهتر است برای جذب اعتبارات بیشتر، تسریع در اجرای پروژه های ملی، رفع موانع سرمایه گذاری، توسعه زیرساختها و افزایش سهم کردستان از امکانات کشور گشوده شود، نه صرفاً برای جابهجایی مدیران.
بیاییم سرمایه سیاسی و اجتماعی استان را در مسیر توسعه هزینه کنیم. اگر استاندار موفق شود، برنده اصلی شخص او نیست؛ برنده واقعی مردم کردستان هستند. اگر کارخانهای افتتاح شود، اگر جادهای به بهرهبرداری برسد، اگر سرمایه گذاری جذب شود و اگر جوانی صاحب شغل شود، این موفقیت به نام هیچ فرد یا جناحی ثبت نخواهد شد؛ این دستاورد متعلق به همه مردم این دیار است.
حمایت از مدیریت استان به معنای چشم بستن بر کاستیها نیست. هر جا ضعف، تأخیر یا خطایی وجود دارد، باید با صراحت، انصاف و استدلال نقد کرد و حتی راهکار ارائه داد. اما میان نقد دلسوزانه و تخریب، فاصلهای به وسعت آینده یک استان وجود دارد. تخریب، سرمایه اجتماعی را میسوزاند، اما نقد سازنده، سرمایه اجتماعی را به موتور اصلاح تبدیل میکند.
امروز کردستان بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نخبگان، همدلی مسئولان، همراهی رسانهها و مشارکت مردم نیاز دارد. بیاییم به جای دامن زدن به شایعات، دست یاری به سوی یکدیگر دراز کنیم و همه توان خود را برای موفقیت برنامه های توسعهای استان به کار گیریم.
در پایان، سخنی صمیمانه با همه دلسوزان کردستان:
اگر توان لابیگری داریم، آن را صرف آوردن اعتبار، سرمایه گذاری، صنعت، راه، اشتغال و فرصت برای کردستان کنیم؛ نه صرف تغییر مدیرانی که هنوز فرصت کافی برای به ثمر رساندن برنامههایشان را نیافتهاند. اگر نقدی داریم، منصفانه بگوییم و در کنار آن راه حل نیز ارائه کنیم. اگر دغدغهای داریم، آن را به نیرویی برای ساختن تبدیل کنیم، نه ابزاری برای حاشیه سازی.
امروز بیش از هر زمان دیگری، کردستان به ساختن نیاز دارد، نه به فرسوده شدن در جدالهای سیاسی.
زیرا در نهایت، آنچه در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند، نه نام مدیران، بلکه میزان خدمتی است که به مردم این سرزمین شده است.

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰