وقتی که صنایع فولادی سنگر ایستادگی می‌شود

به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «سردبیر پرس»؛ هنگامی که غبارِ تهدید و ناامنی، افقِ تهران را در دوران جنگ ۴۰روزه رمضان تیره کرده بود، مجموعه‌های معدنی و فولادیِ مستقر در حاشیه پایتخت، با رویکردی متفاوت از سایر بخش‌های اقتصادی، از متوقف کردنِ چرخ‌های تولید سرباز زدند. این گزارش به واکاویِ چالش‌های لجستیکی و […]

به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «سردبیر پرس»؛ هنگامی که غبارِ تهدید و ناامنی، افقِ تهران را در دوران جنگ ۴۰روزه رمضان تیره کرده بود، مجموعه‌های معدنی و فولادیِ مستقر در حاشیه پایتخت، با رویکردی متفاوت از سایر بخش‌های اقتصادی، از متوقف کردنِ چرخ‌های تولید سرباز زدند. این گزارش به واکاویِ چالش‌های لجستیکی و عاطفیِ حاکم بر این صنایع در آن مقطعِ حساس پرداخته و با تحلیل کارشناسان، نقشِ محوریِ «تاب‌آوریِ صنعتی» را در بقای اقتصادیِ پایتخت بررسی می‌کند.
تولید در خط مقدم؛ وقتی فولاد، سنگر شد
صنایع معدنی و فولادی اطراف تهران، به‌ویژه واحد‌های مستقر در محور‌های صنعتیِ جنوب و غرب تهران، در آن روز‌ها نقشی فراتر از یک واحد اقتصادی داشتند. برخلاف بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی که در مواجهه با ناپایداری، سیاستِ «انقباض» را پیش گرفتند، این صنایع با هدفِ تأمینِ نیاز‌های استراتژیک کشور، به تولیدِ بی‌وقفه روی آوردند.
حمید نیک‌پور، کارشناس صنایع سنگین، در گفتگو با «سردبیر پرس» با تأکید بر اهمیت این مقطع می‌گوید: «آنچه در کارخانه‌های فولاد حومه تهران در دوران جنگ ۴۰روزه رمضان رخ داد، چیزی فراتر از صرفاً تولید بود. کارکنان این صنایع، با درکِ درست از نیاز کشور به مواد اولیه، عملاً در یک عملیات لجستیکیِ نفس‌گیر مشارکت داشتند. آنها نه تنها متوقف نشدند، بلکه با تغییر شیفت‌های کاری، بهره‌وری را در شرایطی که تامین مواد اولیه با اختلال مواجه بود، حفظ کردند.»
وی افزود: «این ایستادگی، یک الگوی تمام‌عیار از مدیریتِ بحران است که باید در دانشگاه‌های فنی و مدیریتی ما تدریس شود. آنها نشان دادند که زیرساخت‌های صنعتی اگر با پیوستِ عاطفی و انگیزه‌های ملی همراه باشند، به هیچ قیمتی متوقف نمی‌شوند.»
فراتر از تولید؛ پیوند‌های عاطفی در محیط کار سمی
بسیاری از تحلیل‌گران حوزه کار، معتقدند یکی از درد‌های مزمنِ امروزِ صنایع ما، محیط کار سمی است که انگیزه را از نیرو‌ها می‌گیرد. اما در آن دوران، نگاه به محیط کار متفاوت بود. صارم، که مطالعات متعددی بر روی تاریخ صنعتِ مدرن تهران دارد، معتقد است: «در آن دوران، حسِ «در یک کشتی بودن» غالب بود. وقتی کارگر و مهندس در یک مجموعه فولادی در شرایطِ اضطرار، در کنار هم و بدونِ نگاه‌هایِ سلسله‌مراتبیِ مسموم کار می‌کنند، خروجی کار تغییر می‌کند. بسیاری از آن نیرو‌ها هنوز از آن دوران به عنوان دورانی یاد می‌کنند که «شخصیت حرفه‌ای‌شان» شکل گرفت.»
او افزود: «برادر من که خود از فعالانِ آن دوره در صنعت فولاد بود، همیشه روایت می‌کند که چگونه بی‌خوابی‌های طولانی در کنارِ کوره، نه برایِ اضافه کار، بلکه برایِ حسِ مسئولیتِ اجتماعی بود. این همان جوهره‌ای است که امروز در مدیریت‌های مدرنِ شهری و صنعتی به دنبالش هستیم، اما کمتر می‌یابیم.»
درس‌هایی برای امروز؛ آیا تهران تاب‌آور مانده است؟
سمیه رادمنش، اقتصاددان صنعتی،در گفتگو با «سردبیر پرس» با اشاره به شرایط فعلی می‌گوید: «مهم‌ترین درسی که از صنایع معدنی دوران جنگ ۴۰روزه رمضان می‌گیریم، «تاب‌آوری در مقیاس خرد» است. ما نباید فکر کنیم امنیتِ اقتصادی صرفاً در تصمیمات کلانِ دولتی خلاصه می‌شود. صنایعِ حاشیه تهران با تکیه بر زنجیره تأمینِ بومی، در واقع پایتخت را از یک فروپاشیِ اقتصادی نجات دادند.»
وی با انتقاد از وضعیت فعلی گفت: «امروز متأسفانه بسیاری از آن صنایع، با مشکلاتِ ناشی از فرسودگی ماشین‌آلات و فقدانِ سرمایه‌گذاریِ مجدد دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هفته دولت فرصت مناسبی است که دولتمردان، نه با نگاهِ نظارتیِ صرف، بلکه با نگاهِ حمایتی، سراغِ آن واحد‌هایی بروند که در روز‌های سخت، ستونِ فقراتِ اقتصادِ شهر بودند.»
بر اساس داده‌های تاریخیِ حوزه صنعت پایتخت، شرکت‌هایی که در محدوده جغرافیایی تهران و حومه (محور‌های جنوب، جنوب‌غرب و غرب) قرار دارند و به عنوان پیشران‌های تولید شناخته می‌شوند، شامل مجموعه‌های زیر هستند:
۱. ذوب آهن و صنایع فولادی حاشیه تهران (محور جاده قدیم کرج)
شرکت فولادین ذوب آمل (با زیرمجموعه‌های فعال در منطقه تهران): این مجموعه از قطب‌های مهم قطعه‌سازی برای صنایع معدنی و فولادی بوده است که در آن دوران نقش تأمین‌کننده قطعات حساسِ ماشین‌آلات را بر عهده داشت.
مجموعه شرکت‌های فولاد آلیاژی (مستقر در شهرک‌های صنعتی اطراف تهران): بسیاری از این واحد‌های کوچک و متوسط در آن مقطع، تغییر کاربری داده و خطوط خود را برای تولید قطعات مورد نیاز صنایع سنگین (که به دلیل تحریم‌ها و شرایط جنگی دچار کمبود شده بودند) بسیج کردند.
۲. صنایع معدنی و وابسته
شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران (واحد ستادی و مراکز عملیاتی اطراف تهران): این مجموعه در آن زمان وظیفه تأمین مواد اولیه بسیاری از صنایع فولادی را بر عهده داشت. مدیریت بحرانِ این شرکت در آن مقطع توانست جریانِ رسوب مواد معدنی از معادن به کارخانه‌های تهران را بدون وقفه حفظ کند.معادن شن و ماسه و واحد‌های فرآوری (مناطق شهریار و شهرقدس): این واحد‌ها که شریانِ اصلیِ تأمینِ مصالحِ حیاتی برای بازسازی و پروژه‌های عمرانیِ اضطراری تهران بودند، در تمام آن ۴۰ روز فعالیت شبانه‌روزی داشتند.
۳. صنایع ریخته‌گری و متالورژی تهران
شرکت ریخته‌گری ماشین‌سازی ایران (بخش‌های فعال در تهران): این شرکت از قدیمی‌ترین واحد‌های فولادی است که نقش کلیدی در تولید قطعات صنعتی در دوران جنگ داشت. بسیاری از کارشناسان معتقدند که پایداری این واحد، مانع از توقفِ چرخِ سایر صنایع وابسته در تهران شد.
پایان سخن؛ بازگشت به آن روحیه
در نهایت، آنچه باقی مانده، خاطراتِ خستگی‌های شیرین و دستاورد‌هایی است که در اوجِ ناباوری رقم خورد. تداومِ تولید در صنایع فولادی و معدنیِ حاشیه تهران، ثابت کرد که اگر محیط کار از سمومِ عاطفی و ساختارهایِ بروکراتیکِ دست‌وپاگیر پاک شود، انسانِ ایرانی قادر است در سخت‌ترین شرایط، غیرممکن‌ها را ممکن سازد.
تهرانِ امروز، بیش از همیشه به آن نگاهِ «مسئولانه» نیاز دارد؛ نگاهی که در آن، مدیرانِ صنعتی، نه به عنوانِ کارفرما، بلکه به عنوانِ رهبرانی که در کنارِ کارگرانِ خود ایستاده‌اند، در جهتِ توسعه پایدار گام بردارند. تاریخِ صنعتِ تهران، گواه است که این شهر، نه با دستورالعمل‌هایِ پشتِ میزنشینان، که با همتِ کسانی که در کوره‌های داغِ فولاد، آجر به آجرِ آینده را بنا کردند، زنده مانده است.
انتهای خبر/