دشمن چه کسی هست امیرخان؟ / بزن تخت سینهات و از عملکردت دفاع کن!
ایمان گودرزی؛ سه هفته طول کشید تا امیر قلعهنویی درباره حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶ سکوتش را بشکند. اینکه سرمربی تیم ملی بالاخره حاضر شده درباره اتفاقات جام جهانی صحبت کند، در ذات خود اتفاق مثبتی است و میتواند نشانهای از پذیرش اصل پاسخگویی باشد؛ اما پاسخگویی زمانی معنا پیدا میکند که در برابر […]
ایمان گودرزی؛ سه هفته طول کشید تا امیر قلعهنویی درباره حذف تیم ملی از جام جهانی ۲۰۲۶ سکوتش را بشکند. اینکه سرمربی تیم ملی بالاخره حاضر شده درباره اتفاقات جام جهانی صحبت کند، در ذات خود اتفاق مثبتی است و میتواند نشانهای از پذیرش اصل پاسخگویی باشد؛ اما پاسخگویی زمانی معنا پیدا میکند که در برابر افکار عمومی، کارشناسان و اهالی فوتبال انجام شود، نه در جلسهای که خبری از منتقدان فنی و متخصصان این رشته نیست.
قلعهنویی در نشست کمیته فرهنگی فدراسیون فوتبال، بیش از آنکه درباره دلایل فنی حذف ایران از جام جهانی سخن بگوید، به حاشیهها پرداخت و از کنار مهمترین پرسشها عبور کرد؛ پرسشهایی که میلیونها هوادار فوتبال منتظر شنیدن پاسخ آنها هستند. حضور او در تلویزیون نیز نتوانست این خلأ را جبران کند؛ چرا که چنین برنامههایی معمولاً با چارچوبی از پیش تعیینشده برگزار میشوند و خبری از پرسشهای چالشی درباره تصمیمات فنی، ترکیب تیم، تعویضها، تاکتیکها و مدیریت مسابقات نیست.
پاسخگویی بدون حضور منتقدان؛ جلسهای که سؤالهای اصلی در آن جایی نداشت
در همین مدت، قلعهنویی حتی در نشست فنی دیگری که با حضور مدیران فدراسیون و برخی مسئولان برگزار شد نیز شرکت نکرد. هنوز هم مشخص نیست در آن جلسه چه کسانی به عنوان کارشناس حضور داشتند و آیا اصلا بحثی درباره مسائل فنی تیم ملی مطرح شده یا همه چیز به مشکلات اجرایی، ویزا، سفر و اسکان محدود بوده است. این رفتار این تصور را ایجاد میکند که سرمربی تیم ملی همچنان تمایلی به مواجهه مستقیم با کارشناسان، مربیان، پیشکسوتان و خبرنگارانی که سؤالهای فنی دارند، ندارد؛ زیرا پاسخ دادن به نقدهای تخصصی، با صحبت در جمعی همدل و کمچالش تفاوت اساسی دارد.
وقتی نقد، جای خود را به دشمنتراشی میدهد
یکی از نکات قابل توجه صحبتهای قلعهنویی، مقایسه چندباره خودش با سرمربیان قبلی تیم ملی بود. او تأکید کرد که قصد ندارد مانند برخی مربیان گذشته، مشکلات آمادهسازی را بهانه کند یا تقصیرها را گردن فدراسیون بیندازد. اما مسئله اصلی چیز دیگری است. رفتار و ادبیاتی که این روزها از سرمربی تیم ملی دیده میشود، بیش از هر چیز شبیه همان «فرار رو به جلو» است؛ روشی که سالهاست در فوتبال ایران به یک الگوی آشنا تبدیل شده است. به جای پاسخ دادن به نقدهای فنی، مسیر بحث تغییر میکند و منتقدان به عنوان مخالف، مغرض یا حتی دشمن معرفی میشوند.
منتقدان تیم ملی، نه دشمنان آن
اگر نگاهی به منتقدان عملکرد تیم ملی بیندازیم، نامهایی مانند علی دایی، خداداد عزیزی، مهدی مهدویکیا و بسیاری از کارشناسان باسابقه فوتبال ایران دیده میشود؛ افرادی که سالها برای فوتبال ملی افتخارآفرینی کردهاند. با این حال، فضای ایجاد شده به گونهای است که هر نقدی نسبت به عملکرد تیم ملی، به دشمنی با تیم یا سرمربی تعبیر میشود. حتی درباره مهدویکیا نیز روایتهایی مطرح شد که غیبت او را به مسائل غیرورزشی نسبت دادند. این نگاه، مرز میان نقد و تخریب را از بین میبرد. در حالی که بسیاری از منتقدان صرفا با استناد به آمار و واقعیتها معتقدند حذف ایران از جام جهانی ۴۸ تیمی، آن هم در شرایطی که شانس صعود بیش از گذشته بود، یک ناکامی محسوب میشود.
پاسخ فنی، نه کنایههای غیرفوتبالی
از مربی باتجربهای مانند امیر قلعهنویی انتظار میرود نقدهای فوتبالی را با استدلالهای فوتبالی پاسخ دهد. اگر تصمیمی درباره ترکیب، تعویضها یا شیوه بازی گرفته شده، بهترین راه دفاع از آن ارائه دلایل فنی و آماری است، نه پرداختن به موضوعاتی که ارتباط مستقیمی با فوتبال ندارند. در فوتبال حرفهای، پاسخ به منتقدان با داده، تحلیل و پذیرش مسئولیت انجام میشود؛ نه با زیر سؤال بردن انگیزه منتقدان. ضمن اینکه جامعه امروز نیز با گذشته تفاوت دارد. دسترسی گسترده به اطلاعات، تصاویر مسابقات، تحلیلهای آماری و رسانههای مختلف باعث شده افکار عمومی دیگر به سادگی روایتهای یکطرفه را نپذیرد. اگر نقدی درست باشد، با تخریب منتقد از بین نمیرود.
مردم هنوز تیم ملی را دوست دارند؟
شاید مهمترین نکتهای که نباید فراموش شود، علاقه مردم به تیم ملی است. حضور گسترده ایرانیان در ورزشگاههای آمریکا و حمایت آنها از تیم ملی، صرفنظر از هر سلیقه و گرایش، نشان داد که تیم ملی همچنان برای ایرانیان اهمیت ویژهای دارد. همین علاقه باعث شده حساسیت نسبت به نتایج تیم ملی نیز افزایش پیدا کند. وقتی کارشناسان یا رسانهها از عملکرد تیم ملی انتقاد میکنند، الزاماً از موضع دشمنی نیست؛ بلکه بخش بزرگی از این نقدها از دل همان علاقه و انتظار برای موفقیت فوتبال ایران شکل میگیرد.
پاسخگویی، نه دشمنسازی
امیر قلعهنویی سالها از فضای پس از جام ملتهای ۲۰۰۷ با تلخی یاد کرده و آن مقطع را شبیه یک «دادگاه» توصیف کرده است. شاید همان تجربه باعث شده امروز نیز هر نقدی را در قالب تقابل شخصی ببیند. اما فوتبال حرفهای بر پایه پاسخگویی بنا شده است. مربیان بزرگ دنیا پس از ناکامی، مقابل خبرنگاران مینشینند، درباره تصمیماتشان توضیح میدهند، مسئولیت میپذیرند و به پرسشهای سخت پاسخ میدهند؛ نه اینکه منتقدان را در جبهه مقابل خود قرار دهند. اگر قلعهنویی به جای ادامه مسیر دشمنسازی، وارد گفتوگوی فنی با منتقدان شود و درباره دلایل حذف تیم ملی با شفافیت صحبت کند، شاید بخشی از اعتماد از دست رفته را بازگرداند. اما اگر هر انتقاد، حمله تلقی شود و هر منتقد، دشمن، فاصله میان نیمکت تیم ملی و افکار عمومی بیش از گذشته خواهد شد؛ فاصلهای که به سود هیچکس، حتی خود تیم ملی، نیست.
۲۵۷ ۲۵۱

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰